آنگه تهديد كرد و گفت : * ( وَيْلٌ لِكُلِّ أَفَّاكٍ ) * ، واى بر هر دروغ اندازى بزهكار مرتكب اثم و گناه . و گفتند : ويل ، نام واديى است كه خون و ريم اهل دوزخ به آن جا شود ( 1 ) .
آنگه وصف كرد اين افاك را گفت : * ( يَسْمَعُ آياتِ اللَّه تُتْلى عَلَيْه ) * ، گفت : آيات خداى مىشنود كه بر او مىخوانند ، آنگه اصرار مىكند بر كفر در آن حال كه مستكبر ( 2 ) باشد ، يعنى از روى تكبر بر كفر مقام مىكند و مىستيهد و بر او هيچ اثر نمىكند ، از آن كه او در آن آيات انديشه نمىكند تا پندارى خود نشنيد ( 3 ) . آنگه گفت : يا محمد ! مژده ده او را به عذابى مولم ، و بشارت عذاب ( 4 ) . و مضرت مجاز باشد از روى عرف و اگر چه اصل وضع مانع نيست ، براى آن كه بشارت چيزى باشد كه اثر او بر بشره پيدا شود ، و اين در خير و شر روان باشد ( 5 ) .
آنگه هم در وصف او گفت : * ( وَإِذا عَلِمَ مِنْ آياتِنا شَيْئاً اتَّخَذَها هُزُواً ) * ، گفت :
چون از آيات ما چيزى [ 239 - ر ] بداند ، آن را افسوس ( 6 ) گيرد و بر آن استهزا كند چنان كه ابو جهل كرد آنگه كه حديث زقوم بشنيد . * ( أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ) * ، گفت : ايشان را عذابى باشد خوار كننده .
آنگه گفت : * ( مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ ) * ، در پيش ايشان دوزخ است . و بيان كردهايم كه « وراء » ، ( 7 ) خلف باشد و قدام باشد ، و اين جا هر دو محتمل است از آن جا كه ( 8 ) ايشان دوزخ و ذكر آن با پس پشت انداختهاند . آنگه گفت : * ( وَلا يُغْنِي عَنْهُمْ ما كَسَبُوا شَيْئاً ) * ، گفت : غنا نكند آنچه ايشان مىكنند و اندوختهاند و ذخيرت كرده از مال و ملك ، * ( وَلا مَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، و نه آن معبودان كه ايشان گرفتهاند بدون خداى ، و ايشان را عذابى باشد بزرگ .
* ( هذا هُدىً ) * ، گفت : اين قرآن هدى است ، يعنى ( 9 ) ، هادى و راهنماى با لطف و بيان ( 10 ) ، * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ ) * ، و آنان كه كافر شوند به آيات ما ( 11 ) ،
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، آد : رود ، لا : رسد .
( 2 ) . آج ، ما : متكبر .
( 3 ) . گا : نشنيده .
( 4 ) . ما : از عذابى ، گا ، لا ، آد : در عذاب .
( 5 ) . ما : رواست ، گا ، آد : روا باشد .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، آد : فسوس .
( 7 ) . گا ، آد ، افزوده : از اضداد است .
( 8 ) . آج : از براى آن كه ، گا : از آن كه .
( 9 ) . گا : به معنى .
( 10 ) . آج ، ما : بيانى .
( 11 ) . گا : پروردگارشان ، لا : خداوندشان .