او به فرمان او و تا طلب كنى از روزى او تا همانا شكر كنى .
و مسخر بكرد براى شما آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است . جمله از اوست ، در اين علامتى است گروهى را كه انديشه كنند .
بگو آنان را كه ايمان آوردند ، بيامرزند آنان را كه اميد ندارند ايام خداى را ، تا جزا دهد گروهى را به آنچه كرده باشند .
[ 237 - ر ] هر كه كند نيكى ، براى خود كند و هر كه بدى كند بر او بود ، پس با خداىتان برند .
بداديم ما فرزندان يعقوب ( 1 ) را كتاب و حكمت ( 2 ) و پيغامبرى و روزى داديم ايشان را از چيزهاى پاكيزه خوش ، تفضيل داديم ايشان را بر جهانيان .
بداديم ايشان را حجتها از كار ( 3 ) ، خلاف نكردند الا از پس آن كه آمد به ايشان دانش [ به ظلم ميان ايشان ] ( 4 ) خداى تو حكم كند ميان ايشان روز قيامت در آنچه در آن خلاف كردند ( 5 ) .
پس كرديم تو را بر شريعت ( 6 ) از كار از پى آن برو ، و مرو بر هواى ( 7 ) آنان كه ندانند .
ايشان غنا نكنند از تو از خداى چيزى و ظالمان بهرى ايشان دوستان بهرىاند و خداى يار پرهيزكاران است .
اين دانشهاست مردمان را و بيان و رحمت گروهى را كه يقين دانند .
هامش
( 1 ) . لا : بنى اسرائيل .
( 2 ) . لا : حكم .
( 3 ) . لا : فرمان .
( 4 ) . در اساس عبارت « بغيا بينهم » در حاشيه آمده و معنى نشده است ، از ما افزوده شد .
( 5 ) . ما : بودند در آن خلاف مىكردند .
( 6 ) . لا : شريعتى .
( 7 ) . ما ، لا : هواها .