بود روشن .
قتاده گفت : نعمتى ظاهر ، و آن فلق دريا بود و سايهبان ابر بود و انزال من و سلوى بود . ابن زيد گفت : ابتلا كرد ايشان را تارة بنعمة و تارة بشدة ، و اين آيت بخواند : [ 233 - ر ] . . . وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً ( 1 ) . . .
* ( إِنَّ هؤُلاءِ لَيَقُولُونَ ) * ، آنگه گفت ، اينان مىگويند ، يعنى ، مشركان مكه : * ( إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الأُولى ) * ، ما را همين مرگ است كه مرديم ، ما را از اين پس بعثى و نشورى نخواهد بودن و ما را با زنده ( 2 ) نخواهند كردن .
آنگه گفت : * ( فَأْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ، اگر راست مىگويى كه ما را زنده خواهند كردن ، پدران ما را كه مردهاند باز آرى و زنده كنى تا ما شما را باور داريم . تا اين جايگاه حكايت كلام كفار است .
آنگه جواب داد ايشان را و انذار كرد به هلاك و ياد داد ايشان را هلاك قوم تبع . آنگه گفت : * ( أَ هُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ ) * ، ايشان بهتراند يا قوم تبع ؟ قتاده گفت : تبع حميرى را خواستند ( 3 ) ، و او آن بود كه لشكر تا به اقصى ( 4 ) خراسان ببرد و سمرقند بنا كرد و بر سر نامه چنين نوشتى ( 5 ) :
به نام آن پادشاه كه ملك بر و بحر است و ملك باد و آفتاب است .
كعب الاحبار گفت : او مؤمن بود و قومش كافر خداى تعالى او را ذم نكرد ، قومش را ذم كرد . و عايشه گفت : لا تسبوا [ تبعا ] ( 6 ) فانه كان رجلا صالحا ، تبع را دشنام مدهى كه او مردى صالح است ( 7 ) . سعيد جبير گفت : اول كس كه خانه كعبه را جامه كرد او بود . سهل بن سعد گفت : تبع را دشنام مدهى كه او مسلمان بود . ابو هريره گفت ، رسول - عليه السلام - گفت : نمىدانم تبع پيغامبر بود يا نبود . * ( وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَهْلَكْناهُمْ ) * ، و آنان كه پيش قوم تبع بودند ، ما ايشان را هلاك كرديم كه ايشان گروهى بودند كافران گناهكاران ، يعنى ، اين قوم بهتر نهاند كه ايشان ( 8 ) ، چنان كه ايشان را هلاك كرديم [ 233 - پ ] اينان را هلاك كنيم .
هامش
( 1 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 35 .
( 2 ) . بازنده / باز زنده ، آج ، ما ، لا : باز زنده ، آد : زنده .
( 3 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : خواست .
( 4 ) . آج ، ما ، گا : اقصاى .
( 5 ) . لا : نبشتى .
( 6 ) . اساس و آب ندارد ، از آج افزوده شد .
( 7 ) . لا : بوده است .
( 8 ) . گا ، آد : بهتر از آنها نيستند .