آنگه گفت بر سبيل تهديد و وعيد به لفظ امر : * ( فَذَرْهُمْ ) * ، رها كن ايشان را حتى ( 1 ) ، * ( يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا ) * ، تا خوض كنند و فرو ( 2 ) شوند و بازى كنند به امور دنياوى ، و لهو و نشاط و تمتع كنند تا آنگه كه آن روز بينند ( 3 ) كه ايشان را وعده دادهاند ، و آن روز قيامت است .
* ( وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِله ) * ، گفت : او آن خداى است كه در آسمان خداى است و در زمين نيز خداى است .
در تكرار لفظ « إله » دو وجه گفتند : يكى تأكيد و تمكين معنى در ( 4 ) نفس ، لعظم شأن هذا المعنى و جلالة موقعه فى القلب . و دوم آن كه تا بدانند كه چنان كه اهل آسمان را عبادت او واجب است ، اهل زمين را هم واجب است ، چه موجب آن الهيت است و فعل اصول نعم . و اين نعمتها با هر دو گروه است ( 5 ) .
* ( وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ ) * ، فى تدبير خلقه ، و او حكيم است در باب تدبير خلق ، و عالم است به صلاح ايشان .
* ( وَتَبارَكَ الَّذِي لَه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُما ) * ، گفت : متعالى و باقى است آن خداى كه ملك آسمان و ( 6 ) زمين او راست و آنچه در ميان آسمان و زمين است ( 7 ) بىدافعى و مانعى و منازعى . * ( وَعِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ ) * ، و بنزديك اوست [ 222 - پ ] علم قيامت ، على الخصوص بىاشتراك به هيچ كس . * ( وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ ) * ، و مرجع و بازگشت خلقان ( 8 ) با اوست .
* ( وَلا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِه الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ ) * ، در معنى آيت ( 9 ) دو قول گفتند ، و در محل « من » ، كه بعد « الا » است ، بعضى گفتند : معنى آن است كه مالك نباشند ( 10 ) و نتوانند ( 11 ) شفاعت كردن آن ( 12 ) معبودان ( 13 ) كه كافران ايشان را
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، لا ، آد : ندارد .
( 2 ) . ما : فرود .
( 3 ) . ما ، لا : ببينند .
( 4 ) . آب : دو .
( 5 ) . آج ، ما ، لا ، آد : كرده است .
( 6 ) . لا : آسمانها و از آن .
( 7 ) . لا : و هر آنچه در ميان آن است .
( 8 ) . گا ، آد : همه .
( 9 ) . آج : اين .
( 10 ) . ما : نباشد .
( 11 ) . ما : نتواند .
( 12 ) . آج ، ما ، گا ، آد : از .
( 13 ) . آج افزوده : و آن ، ما : معبودانى .