قول معتمد آن است كه ظاهر دليل او مىكند ، و آن آن است كه ، رسول - عليه السلام - خواست تا رد كند بر كافران قول و مذهب فاسد ايشان را ( 1 ) ، اثبات فرزند در حق او . گفت : اگر چنانستى كه او را ، تعالى ، فرزندى بودى ، اول كس كه او را پرستيدى و اولىتر كس ، من بودمى ، چون ( 2 ) نمىگويم و عبادت نمىكنم فرزند ( 3 ) او را ، دليل است بر آن كه او را فرزند نيست . نفى عبادت به دليل نفى فرزند كرد ، چه اگر بودى ، عبادتش واجب بودى . قولى ديگر آن است كه اگر ( 4 ) فرزندى بودى ، اول كس ( 5 ) كه ننگ داشتى از عبادت او ، من بودمى ، چه وجود فرزند دليل جسميت كند ، و آن كه جسم باشد عاقلان از عبادت او استنكاف كنند ، يقال : عبد يعبد عبدا اذا انف و غضب . قال الشاعر :
الا مرنت ( 6 ) أم الوليد و اصبحت
لما ابصرت فى الرأس منى تعبد ( 7 )
و قال الاخر :
متى ما يشأ ذو الود ( 8 ) يصرم خليله
و يعبد عليه لا محالة ظالما
نعجة بن بدر الجهني ( 9 ) گفت : در عهد عثمان زنى را با شوى ( 10 ) دادند ، به شش ماه بار گرفت و كودكى بياورد . او را پيش عثمان بردند ، گفت : [ 221 - پ ] ببرى اين را و رجم كنى . امير المؤمنين ( 11 ) - عليه السلام - حاضر بود ، گفت : بهتر ( 12 ) انديشه كن .
گفت : انديشهى من تا اين جاست . گفت ياران را ( 13 ) : شما چه گويى ؟ گفتند :
همين ( 14 ) . روى به عثمان كرد و گفت :
ان خاصمتك بكتاب اللَّه خصمتك ( 15 )
، اگر به كتاب خداى با تو خصومت كند ( 16 ) ، غلبه كند ( 17 ) تو را . گفت :
چگونه ؟ گفت : قال اللَّه تعالى : . . . وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ( 18 ) . گفت : مدت
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : از .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : من .
( 3 ) . آج : فرزندى .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : او را .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، آد : كسى .
( 6 ) . ما ، لا : هربت .
( 7 ) . ما : يعبد .
( 8 ) . لا : ذو الورد ، ما : ذو الوجه ، اساس نيز با قلمى متفاوت از متن به ذو الوجه تغيير يافته است .
( 9 ) . آج : الجهى ، گا ، لا ، آد : الجهمى .
( 10 ) . آج ، ما ، لا : با شوهر ، گا ، آد : به شوى .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : على .
( 12 ) . ما ، گا ، آد ، افزوده : از اين .
( 13 ) . گا ، آد : اصحاب را .
( 14 ) . آج ، ما ، لا : ما هم اين دانيم ، گا ، آد : ما هم همين دانيم .
( 15 ) . ما : غلبتك .
( 17 - 16 ) . لا : كنم ، ما : كنند .
( 18 ) . سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 15 .