مناجات ايشان ، كه با يكديگر مىكنند ( 1 ) پوشيده ، نمىشنويم . گفتند : فرق ميان سر و نجوى آن است كه ، سر در دل باشد و نجوى ميان دو كس بود . و گفتند : سر ، پوشيده باشد و نجوى آشكارا . و اين دليل كفر آنان مىكند كه مرادند در آيت ( 2 ) ، براى آن كه ، آن كس كه گمان برد كه خداى تعالى سر او نمىشناسد ( 3 ) و مناجات او نمىشنوند ( 4 ) ، او خداى را نشناسد ، چون چنين باشد كافر بود ، و چون كافر بود تمسكى نبود اهل وعيد را به اين آيت ، و هى لقوله ( 5 ) : * ( إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ ) * ، چه مجرم در آيت كافر است به اين قرين ( 6 ) . * ( بَلى وَرُسُلُنا لَدَيْهِمْ ) * ، گفت : بلى ، آرى و رسولان ما ( 7 ) نزديك ايشان مىنويسند آنچه ايشان مىگويند .
* ( قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ ) * ، گفت : رد بر آنان كه خداى را فرزند گفتند ، بگوى : اى محمد ! اگر خداى را فرزند ( 8 ) بودى ، اول عابد من بودمى . در تأويل او خلاف كردند :
عبد اللَّه عباس گفت : ان ، به معنى « ما » ى نفى است ، يعنى ، ما كان للرحمن ولد ، خداى را فرزند نبوده است و من اول عابدان و پرستندگانام خداى را . مجاهد گفت : قل ان كان للرحمن ولد فانا اول من عبده و وحده [ 221 - ر ] على انه واحد لا ولد له ، گفت : اگر خداى را فرزند بودى ، اول كس كه او را پرستيدى ( 9 ) بر توحيد و نفى فرزند ، من بودمى ( 10 ) . و اين قول پسنديده ( 11 ) نيست ، براى آن كه اگر خداى را - جل جلاله - فرزند بودى ، على التقدير ، او را بر آن ( 12 ) بايستى پرستيدن كه بودى ، چه اگر نه چنان پرستيدندى او را ، بر خلاف راستى بودى . و قول اول هم نيك نيست براى آن كه « فا » ، به ( 13 ) جواب « ما » ى نفى باز نيايد ، به ( 14 ) جواب شرط باز آيد .
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : مىگويند .
( 2 ) . اساس : مراد سر دراند ، ظاهرا تصحيفى در كلمه صورت گرفته است ، با توجه به نسخه آج ، تصحيح شد .
( 3 ) . ما : نمىشنود ، گا ، آد : نمىداند ، لا : مىشناسد .
( 4 ) . آج ، گا ، لا : نمىشنود ، ما : نمىشناسد .
( 5 ) . آج ، ما : فى قوله .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا : قرينه ، گا ، آد ، در اين جا افزوده است : و اين مذهب مخالفان ماست و مذهب ما مجرمين كافر فاسق را مىخواهد ، براى آن كه خداى تعالى تخصيص نكرد در آيه به كافر ، دون فاسق پس مراد از آن فاسق است نه كافر ، و مجرم هم كافر را متناول و هم فاسق را . پس حمل بر كافر كردن دون فاسق ، اولىتر باشد .
( 7 ) . لا ، افزوده : آن .
( 8 ) . آج ، ما : فرزندى .
( 9 ) . ما : پرستدندى .
( 10 ) . آج : بودى .
( 11 ) . ما : مرضى .
( 12 ) . آج : به آن .
( 13 ، 14 ) . لا : در .