تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ابو ظبية السلمى گفت : در بهشت ابرى بر آيد ( 1 ) و سايه بر جماعتى افگند ، ايشان گويند : از اين ابر چه باران خواهد آمدن ؟ گويند : هر چه شما خواهى . هر يكى آرزويى كنند ، هر چه آرزو كنند از آن جا ببارد . يكى از ايشان گويد : امطر لنا ( 2 ) كواعب اترابا ، بر ما ببار دختران به خانه ، همسران يكديگر . سليمان ( 3 ) عامر گفت ، از ابو امامه شنيدم كه مىگفت : مرد باشد از اهل بهشت كه او در مرغى پران نگرد ( 4 ) كه در هوا مىپرد . گويد : كاشك تا اين مرغ بريان بودى در پيش من ! در حال بريان شود و پيش او بيفتد ( 5 ) تا از او بخورد چندان كه خواهد . شرابش آرزو كند ، ابريقى در دست او آيد تا چندان كه خواهد ( 6 ) باز خورد . * ( وَأَنْتُمْ فِيها خالِدُونَ ) * ، و شما در آن بهشت جاودان باشى ، دوامى كه آن را انقطاع نباشد . * ( وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ، گفت : اين آن بهشت است كه به ميراث به شما خواهند دادن به آنچه ( 7 ) شما مىكنى از اعمال صالحه . * ( لَكُمْ فِيها فاكِهَةٌ ) * ، شما را در آن بهشتها ، ميوهاى بسيار باشد كه از آن مىخورى . ثوبان روايت كرد كه ، رسول - عليه السلام - گفت : يكى از اهل بهشت بيايد به درخت ميوه و از او ميوه باز مىكند ( 8 ) . به هر يكى كه از آن درخت باز كند ، [ 220 - ر ] به جاى ( 9 ) دو پديد آيد ( 10 ) ، آنگه چون طرفى ثواب ( 11 ) اهل بهشت بگفت ، طرفى از عذاب اهل دوزخ ذكر كرد ( 12 ) . گفت : * ( إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ ) * ، گفت : گناهكاران در عذاب دوزخ هميشه باشند ، و مراد به گناهكاران ، كافراناند ، چنان كه در آخر آيات بيايد . * ( لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ ) * ، عذاب از ايشان ( 13 ) فاتر نكنند . * ( وَهُمْ فِيه مُبْلِسُونَ ) * ، و ايشان در آن عذاب نوميد باشند از خلاص و نجات و رحمت خداى ، و منقطع الحجه و متحير
هامش
( 1 ) . آج ، ما : بيايد . ( 2 ) . لا : علينا . ( 3 ) . گا ، لا ، آد : سليم بن . ( 4 ) . آج ، ما ، گا : در مرغى نگرد كه در هوا مىپرد . ( 5 ) . ما ، لا : بيوفتد . ( 6 ) . لا ، افزوده : از آن ، آد : از او . ( 7 ) . آج ، ما : با آنچه . ( 8 ) . گا ، آد : چون از درختى ميوه باز كند . ( 9 ) . آج ، ما ، افزوده : او ، لا : يكى . ( 10 ) . گا ، آد : به جاى هر يكى كه گيرد دو پديد آيد . ( 11 ) . گا ، آد : صفت . ( 12 ) . لا : طرفى از اهل دوزخ از عذاب بگفت . ( 13 ) . لا : عذاب ايشان .