و بودند تن بداده ( 1 ) .
در شوى در بهشت شما و زنانتان ( 2 ) شاد مىكنند شما را .
بگردانند بر ايشان صحفهها ( 3 ) از زر و كوزهها ( 4 ) و در آن جا باشد آنچه خواهند نفسها ( 5 ) و آرزو آيد چشمها را و شما در آن جا هميشه باشى .
و آن بهشت آن است كه به ميراث به شما داديم به آنچه كردى ( 6 ) .
شما را باشد در آن جا ميوه بسيار كه از آن مىخورى ( 7 ) .
گناهكاران در عذاب دوزخ هميشه باشند .
سست نكنند » از ايشان ، و ايشان در آن جا نوميد باشند .
نكرديم بر ايشان ظلم و لكن ايشان ظالم بودند .
ندا كنند يا مالك ! بگوى تا بسر آرد بر ما خداى تو ، گويد : شما ماندهاى اين جا .
آورديم به شما حق و لكن بيشترينهء شما حق را كارهاند .
يا محكم بكردند كارى ، ما محكم كنندهايم .
[ 217 - ر ] ، يا مىپندارند كه ما نمىشنويم سر و راز ايشان ، آرى و رسولان ما بنزديك ايشان
هامش
( 1 ) . ما : مسلمان ، لا : مسلمانان .
( 2 ) . ما : جفتان شما .
( 3 ) . اساس : صحفها ، ما ، لا : صحيفها / صحيفهها .
( 4 ) . اساس ، آب ، لا : كوزها .
( 5 ) . ما : آرزو مىكنند تنها .
( 6 ) . ما : مىكنيد ، لا : كرده بوديد .
( 7 ) . ما : بخورى .
( 8 ) . نه سست بكنند .