ساعت است . و گفت : نشاهد ( 1 ) كه آنگه تكليف بود كه آنگه او را ( 2 ) ترسايى بايد گفتن ( 3 ) و شرع او منسوخ است . و اين چنين نيست براى آن كه ممتنع نباشد كه [ 215 - پ ] او در عهد مهدى - عليه السلام - فرود آيد به نصرت او ، بر او تكليف نباشد ، و بر اهل روزگار تكليف باشد . براى آن كه نزول او ملجىء نيست مردم را بر ايمان و طاعت .
و بعضى ديگر گفتند : ضمير عايد است با قرآن ، يعنى قرآن علم ساعت است ، به آن معنى كه او متضمن است ذكر ساعت را و خبر را از ( 4 ) اهوال و شدايد او .
و عبد اللَّه عباس در شاذ خواند : و انه لعلم للساعة ، او علمى و نشانى است قيامت را * ( فَلا تَمْتَرُنَّ بِها ) * ، در او شك مكنى . * ( وَاتَّبِعُونِ ) * ( 5 ) پى من گيريد ( 6 ) و بر اثر فرمان برويد ( 7 ) * ( هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ) * ، اين راهى است راست .
در خبر است كه عيسى به زمين بيت المقدس فرود آيد به كوهى از كوهها كه آن را افيق گويند ، دو ( 8 ) جامهء مصرى پوشيده و موى سر او پندارى روغن از او مىچكد ، و حربهاى بدست دارد ( 9 ) كه به آن دجال را بكشد . امام بيت المقدس در نماز ديگر باشد ، چون او را بيند از محراب باز پس آيد و او را اشارت كند كه پيش رو به امامت نماز . او دست امام گيرد و پيش برد و گويد : تو اوليترى كه نايب محمدى . او نماز ( 10 ) كند و عيسى در پس او نماز كند . آنگه بيايد و كليسيها ( 11 ) بيران ( 12 ) كند و صليبها بشكند و خوكان را بكشد و ترسايان را بكشد ، الا آن كه به او ايمان دارد ( 13 ) .
* ( وَلا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ ) * ، گفت : شيطان شما را باز مدارد ( 14 ) از راه من كه او شما را دشمنى است آشكارا ، نه پنهان .
* ( وَلَمَّا جاءَ عِيسى بِالْبَيِّناتِ ) * ، گفت : چون عيسى بيامد با بينات و دلايل و
هامش
( 1 ) . نشاهد / نشايد ، آج ، ما ، گا ، لا ، آد : نشايد .
( 2 ) . لا ، افزوده : بدين .
( 3 ) . آج ، ما : ترسا بايد گفت .
( 4 ) . گا ، آد : مخبر از .
( 5 ) . اساس و آب : و اتبعونى .
( 6 ) . ما : گيرى .
( 7 ) . ما : به روى .
( 8 ) . گا ، لا : و .
( 9 ) . گا ، آد : در دست داشته باشد .
( 10 ) . گا ، آد : امامت .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : كليسياها .
( 12 ) . اج ، ما ، گا ، آد : ويران .
( 13 ) . آج ، ما ، لا : آرد ، گا ، آد : آرند .
( 14 ) . آج : مىدارد ، ما ، لا : مداراد ، آد : ندارد .