است كه ، چون رسول - عليه السلام - امير المؤمنين » را گفت عند منصرفه من باب ( 2 ) السلاسل :
و اللَّه لو لا اني اشفق ان يقول فيك طوائف من امتي ما قالت النصارى فى المسيح بن مريم لقلت اليوم فيك مقالا لا بملإ ( 3 ) من امتي الا اخذوا التراب ( 4 ) من تحت [ 214 - پ ] قدميك يستشفون به .
جماعتى منافقان گفتند : ما رضى لمن ( 5 ) يضرب لابن عمه مثلا الا ( 6 ) بالمسيح بن مريم ، راضى نيست محمد كه مثل زند پسر عمش را و تشبيه ( 7 ) كند او را به كسى مگر به عيسى بن مريم . خداى تعالى اين آيت فرستاد و اين حال از ايشان باز گفت :
* ( وَقالُوا ) * ، كافران گفتند : * ( آلِهَتُنا خَيْرٌ ) * ، « الف » ، استفهام مقدر است اين جا و براى آن حذف كرد ( 8 ) كه در كلام عوضى هست از او كه دليل مىكند بر حذف او ، و آن « ام » است كه معادل اوست فى قوله : * ( أَمْ هُوَ ) * ، چنان كه شاعر گفت :
كذبتك عينك ام رأيت بواسط
غلس الظلام من الرباب خيالا
كافران گفتند : خدايان ما بهتراند يا او ، يعنى ، محمد ؟ تا ما ايشان را رها كنيم و طاعت او داريم .
سدى و ابن زيد گفتند ( 9 ) : الا هو ، عيسى را خواستند آنگه گفت : * ( ما ضَرَبُوه لَكَ إِلَّا جَدَلًا ) * . اين مثل براى تو بر سبيل جدل و خصومت زدند ، و اين جدل آن بود كه گفتند ، محمد مىگويد كه : هر معبود كه دون خداى است به دوزخ است ، ما راضى شديم . به آن ( 10 ) كه معبودان ما از بتان ما ( 11 ) عيسى و عزير و فريشتگان به دوزخ شوند ، يعنى ، اگر عيسى شايد تا ( 12 ) به دوزخ شود ( 13 ) ، نه اينان ( 14 ) بهتراند از او ، و اين ( 15 ) الزامى است نه لازم براى آن كه اين خطاب مخصوص است به اصنام و عباد ايشان ( 16 ) . و نصب « جدلا » ، بر مفعول له باشد و روا بود كه ( 17 ) مصدرى بود در جاى حال ، اى ،
هامش
( 1 ) . آج ، افزوده : على بن ابى طالب ، ما ، لا : على را - عليه السلام - ، گا : عليه السلام .
( 2 ) . ما ، گا ، لا ، آد : ذات .
( 3 ) . آج ، لا ، آد : تمر بملإ ، ما ، گا : لا تمر يملأ .
( 4 ) . گا : اخذ التراب .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، آد : ان .
( 6 ) . آج ، افزوده : و .
( 7 ) . آج ، ما : نسبت .
( 8 ) . لا : كردند .
( 9 ) . لا : سدى گفت و ابن زيد .
( 10 ) . ما : با آن ، آج : ندارد .
( 11 ) . آج ، ما : يا ، گا ، آد : با .
( 12 ) . گا ، لا ، آد : كه .
( 13 ) . آج : شايد به دوزخ ، گا ، آد : رود .
( 14 ) . گا ، آد : اين بتان .
( 15 ) . آج : واو را .
( 16 ) . گا : معبودان ايشان بدون خداى .
( 17 ) . لا ، افزوده : بر .