كه بر آن بر بام شوند .
[ 204 - پ ] ، و خانهها ايشان را درها و سريرها بر آن تكيه زنند .
و زر ، و نيست اين همه الا متاع زندگانى دنيا و سراى باز پسين نزد خداى تو پرهيزكاران راست .
هر كه برگردد بجهل از ذكر خداى ، بجهانيم براى او ديوى ، او ، او را همتا باشد .
و ايشان باز مىدارند ايشان را از راه و مىپندارند كه ايشان راه يافتهاند .
تا چون آيد به ما گويد : اى كاشك » ميان من و ميان تو دورى مشرق و مغرب بودى كه بد قرينى ( 2 ) !
سود ندارد شما را امروز چون ستم كردى آن كه شما در عذاب انبازى ( 3 ) .
تو بشنوانى كران را يا راه نمايى كوران را و هر كه باشد در گمراهى روشن ؟
اگر ببريم تو را ما از ايشان كينه بكشيم .
يا با تو نماييم آنچه وعده داديم ايشان را ، ما بر ايشان تواناايم .
نگاه دار آنچه وحى كردند به تو كه تو بر ره راستى .
[ 205 - ر ] ، و آن يادگارى است تو را و قوم تو را ، و بپرسند شما را .
هامش
( 1 ) . ما ، لا : كاشكى .
( 2 ) . ما : بد قرينى اى ، لا : بد همتايى است اين .
( 3 ) . ما : همبازى ، لا : انبازيد .