تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
سبك داشت قوم خود را ، طاعتش داشتند ايشان مردمانىاند بىسامان كار . چون به خشم آوردند ما را ، كينه كشيديم از ايشان ، غرق بكرديم ايشان را جمله . و كرديم ايشان را گذشته و مثل براى بازپسينان ( 1 ) . چون بزدند پسر مريم را مثلى كه ديدى قوم تو از او منع مىكردند ( 2 ) . گفتند : خدايان ما بهتراند يا او ؟ نزدند او را براى تو الا خصومت ( 3 ) ، بل ايشان قومىاند خصومت كننده . نيست او الا بنده‌اى كه نعمت كرديم بر او و كرديم او را مثلى براى بنى اسرائيل . و اگر خواهيم كنيم از شما فريشتگانى كه در زمين خليفتى كنند . و آن دانشى است قيامت را ، شك مكنى به آن و پى من گيرى ( 4 ) ، اين راهى است راست . [ 206 - ر ] ، و بنگرداندا ( 5 ) شما را ديو كه او شما را دشمنى هويدا . چون آمد به عيسى حجتها ( 6 ) ، گفت : آوردم به شما حكمت ( 7 ) تا بيان كنم براى شما بهرى آنچه خلاف مىكنى در او . بترسى از خداى و طاعت من دارى .
هامش
( 1 ) . ما : آخريان را ، لا : آخرينان . ( 2 ) . لا : برمىگردند . ( 3 ) . لا : به خصومت . ( 4 ) . لا : پيروى كنى مرا . ( 5 ) . ما : وامدا راد ، لا : از راه بمبرا . ( 6 ) . ما ، لا : به حجتها . ( 7 ) . لا : با حكمت .