* ( وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ ) * ، گفت : آنان كه اجابت كنند دعوت خداى را و ايمان آرند و نماز به پاى دارند به اوقات و حدود و شرايط . * ( وَأَمْرُهُمْ شُورى ) * ، و كارهاى ايشان كه رود به مشورت يكديگر رود در ميان ايشان ، كه رسول - عليه السلام - گفت : ما شقى عبد قط بمشورة و لا سعد باستغناء رأى ( 1 ) ، گفت : هيچ بنده شقى نشد به مشورت به سعيد به استبداد به رأى خود . و
قال - عليه السلام : ما خاب من استخار و لا ندم من استشار
، خايب نشود آن كه استخارت كند و پشيمان نشود آن كه مشورت كند .
* ( وَالَّذِينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ ) * ، و آنان كه چون بغى به ايشان رسد ، انتقام كشند . مقاتل گفت : اين در مجروح است كه از جارح انتقام كشد و قصاص كند . ابراهيم گفت : در اين آيت مراد آن است كه به مذلت سر فرو ندارند ( 2 ) ، چون دست يابند ( 3 ) انتقام كشند و عفو نكنند . و آيت بر عموم حمل كردن اوليتر باشد .
* ( وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ ) * ، گفت : جزاى سيئتى ، سيئتى باشد . اول سيئت باشد دوم سيئت نباشد ، چه جزاء سيئت عدل باشد و بد نبود . و انما ( 4 ) سيئت خواند آن را براى ازدواج ، چنان كه گفت : فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا [ 192 - پ ] عَلَيْه بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ ( 5 ) . . . ، دوم اعتداء نباشد ، اول ظلم باشد دوم نباشد . و اين طريقت باستقصا رفته است .
ابن ابى نجيح » گفت : يعنى چون كلمتى گويند تو را ، تو بيش از آن مگوى كه ( 7 ) تعدى مكن .
سفيان ( 8 ) بن عيينه گفت ، سفيان ( 9 ) ثورى را پرسيدم از اين آيت ، گفت : معنى آن است كه دشنامى را يك دشنام جواب ده . ( 10 ) مرا پسنديده نيامد كه خداى به جواب دشنام ، دشنام فرمايد .
از هشام بن حجير ( 11 ) پرسيدم ، گفت : معنى آيت آن است كه :
هامش
( 1 ) . ما ، گا ، لا ، آد : برأى .
( 2 ) . آج : فرود ندارند ، گا : فرود نيارند ، آد : فرو نيارند .
( 3 ) . ما : بريابند .
( 4 ) . ما ، گا ، آد : اما .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 194 .
( 6 ) . آج : ابن ابى يحيى .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : و .
( 9 - 8 ) . اساس ، آب : سفين .
( 10 ) . آج ، ما افزوده : اين جواب .
( 11 ) . آج ، ما ، لا : حجر .