گفت : يا اخى ! مپرس از اين معنى مرا ، قال الله تعالى : * ( وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ ) * . اين كه تو بينى بر من ، از من است و عفو خداى بيشتر و بهتر است .
مرة الهمدانى گفت : بر پشت دست شريح ، ريشى ديدم ، گفتم ( 1 ) : چيست ؟
گفت : مما ( 2 ) * ( كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ ) * .
محمد بن سيرين را اوامى ( 3 ) بسيار بر او گرد ( 4 ) شد و او از آن دلتنگ مىبود . او را گفتند : سبب اين چيست ؟ گفت : نيك دانم . گناهى است كه من كردهام از چهل سال » ، و اين آيت بخواند .
ابو سليمان الدارانى را گفتند : چرا عاقلان ملامت نمىكنند [ 191 - ر ] آنان را كه با ايشان بدى مىكنند ؟ گفت : براى آن كه مىدانند كه خداى ايشان را ابتلا كند به گناهشان . قال الله تعالى : * ( وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ ) * .
سعد ( 6 ) بن سنان روايت كرد از انس بن مالك از رسول - صلى الله عليه و آله - كه گفت : چون خداى تعالى به بنده خير خواهد ، تعجيل عقوبت كند او را از گناهى كه كرده باشد . و چون به بنده بدى خواهد ، او را ( 7 ) تأخير كند تا روز قيامت .
عكرمه گفت : هيچ نكبت به بنده نرسد الا به گناهى كه خداى تعالى آن را سبب آمرزش او كند ، يا زيادت ( 8 ) درجهاى كه او را به آن جا نرساند جز به آن .
ضحاك گفت : هيچ كس را ندانم كه قرآن بياموخت پس فراموش كرد الا به عقوبت گناهى كه از آن خير محروم گردد . آنگه اين آيت بخواند و گفت : چه عقوبت باشد بتر ( 9 ) از نسيان قرآن ! حسن بصرى گفت : مراد به اين مصيبت ( 10 ) حدود است .
* ( وَما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ ) * ، گفت : شما خداى را عاجز نتوانى كردن در زمين و از او غايب ( 11 ) نشوى به گريختن . * ( وَما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ ) * ، و
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : اين .
( 2 ) . آج ، ما : بما ، گا ، لا : فبما .
( 3 ) . اوام / وام ، آج ، ما : وام ، گا ، لا ، آد : وامى .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : جمع .
( 5 ) . ما ، افزوده : باز .
( 6 ) . لا : سعيد .
( 7 ) . آج ، ما ، افزوده : عقوبت ، لا ، آد : عقوبت او ، گا : عقوبت كند او را .
( 8 ) . گا ، آد : زيادتى .
( 9 ) . ما : بدتر .
( 10 ) . آج : عقوبت .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : فايت .