. . . وَالْجُرُوحَ قِصاصٌ ( 1 ) . . . ، يعنى بيش از قصاص نبايد كه آنگه تعدى بود . و ابن شبرمه گفتى كه : در مكه مثل او نبود در روزگار او يعنى ( 2 ) ، هشام بن حجير ( 3 ) . * ( فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ ) * ، و هر كه عفو بكند و اصلاح ذات البين كند ، * ( فَأَجْرُه عَلَى اللَّه ) * ، مزد او بر خداى باشد ، يعنى ، قصاص نكند و انتقام نكشد .
مقاتل گفت : عفو از جملهء عمل صالح است . عبد الله عباس گفت كه ، رسول - عليه السلام - گفت : چون روز قيامت باشد ، مناديى ندا كند كه : هر كه او بر خداى مزدى دارد ، گو بيا و مزد خود بستان . جماعتى برخيزند ، فريشتگان گويند : مزد شما بر خداى از چيست ؟ گويند : نحن الذين عفونا عمن ظلمنا ، ما آنانيم كه در دنيا عفو كرديم آنان را كه بر ما ظلم كردند . فذلك قوله : * ( فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى اللَّه . ) *
ايشان را گويند : ادخلوا الجنة باذن الله ، به بهشت روى به فرمان خداى . ان الله ( 4 ) * ( لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ) * ، و خداى تعالى ظالمان را دوست ندارد ، يعنى ، خير و نفع ايشان نخواهد .
عبد الله عباس گفت : آن ظالمان را خواست كه ابتدا كنند به ظلم ، و ظالم خود مبتدى باشد ، چه آن كه مكافات كند ظالم نبود عادل بود ما دام تا ( 5 ) تعدى نكند .
* ( وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِه ) * ، گفت : آن كس كه انتقام كشد و كينه توزد [ 193 - ر ] پس از آن كه بر او ظلم كرده باشند . اضافت مصدر با مفعول كرد ، چنان كه گفت : . . . وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا ( 6 ) . . . ، اين همان ( 7 ) معنى است . * ( فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ ) * . [ ايشان آنانند كه بر ايشان راهى نيست ، ملامت و مذمت عقوبت را ، اى ، لا حرج عليهم و لا لوم ] ( 8 ) * ( إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ ) * ، ره ملامت و مذمت و عقوبت بر آنان است كه بر مردمان ظلم كنند بىسببى مبتدى ( 9 ) به ظلم . * ( وَيَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ) * ، و در زمين بغى كنند بناحق و بر امام مسلمانان بيرون آيند . * ( أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ،
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 45 .
( 2 ) . گا ، آد ، افزوده : مثل .
( 3 ) . آج ، ما ، لا : حجر .
( 4 ) . گا ، لا ، آد : انه .
( 5 ) . لا : كه .
( 6 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 227 .
( 7 ) . گا ، آد : هم به آن .
( 8 ) . اساس ، آب : ندارد ، از آج افزوده شد .
( 9 ) . آج ، ما : مبتدا .