حاجت فرو مىفرستد اندك اندك ، به اندازه ، چندان كه خواهد و مصلحت داند ، و كفايت ايشان در آن باشد . مقاتل گفت : روزى به قدر فرو مىفرستد تا يكى توانگر است و يكى درويش . * ( إِنَّه بِعِبادِه خَبِيرٌ بَصِيرٌ ) * ، كه او به بندگانش بينا و داناست .
قتاده گفت ، در ( 1 ) آيت گفتند : خير الرزق ما يكفيك و لا يطغيك و لا يلهيك ، گفت : بهتر روزى آن باشد كه كفايت باشد » و تو را طاغى بنكند و تو را مشغول باز ( 3 ) نكند .
و رسول - عليه السلام - گفت : بتر ( 4 ) چيزى كه من از وى مىترسم در حق اين امت ، دنياست و كثرت او . و همچنين عليه السلام گفت ( 5 ) : دادن اين مال فتنه است و نادادن فتنه .
انس مالك روايت كرد از رسول - عليه السلام - كه او گفت : جبريل گفت از خداى - جل جلاله - كلماتى در حكمت و موعظت ، و آن اين است كه گفت : هر كه او دوستى از آن مرا اهانت كند ، چنان است كه با من به مبارزت كارزار مىكند [ 189 - پ ] و من به نصرت و يارى دوستان ( 6 ) سريع باشم ، و من براى ايشان خشم گيرم چنان كه شير خشمگين ، و در هيچ كار مرا آن تردد نباشد كه در قبض روح بندهء مؤمن ( 7 ) ، او كاره است مرگ را ، و من كار هم رنج و دل تنگى او را و چاره نيست او را از مرگ . و بنده به هيچ چيز ( 8 ) به من تقرب نكند چنان كه به اداى فرايض ، و بنده مؤمن زايل نشود ( 9 ) تقرب مىكند به من به نوافل تا او را دوست گيرم ، چون دوست گرفتم او را ، سمع و بصر و دست او باشم و قوت كنندهء او ، اگر بخواهد بدهمش و اگر دعا كند اجابت كنم او را . و از بندگان من كس باشد كه او از من بابى از ابواب عبادت خواهد من بر او آن در نگشايم ، چه اگر بگشايم معجب شود و در آن عجب هلاك شود . و از بندگان من كس باشد كه او را جز بيمارى بر صلاح ندارد ، اگر تندرستى دهم او را تباه شود . و از بندگان من كس باشد كه جز تندرستى نشاهد ( 10 ) او را ، اگر بيمارش كنم به فساد شود . و از بندگان من كس باشد كه صلاح او در
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : اين .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : بود .
( 3 ) . گا ، آد : آن .
( 4 ) . آج : بدترين ، ما ، آد : بدتر .
( 5 ) . آج ، لا ، گا ، آد : گفت عليه السلام ، ما : گفتند .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : خود .
( 7 ) . آج ، ما ، افزوده : كه .
( 8 ) . ما : هيچيز .
( 9 ) . ما : تا زايل نشود ، لا : لا يزال .
( 10 ) . آج ، گا ، لا ، آد : نشايد ، ما : ندارد .