تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
توانگرى بود ، اگر درويشى دهم او را به فساد شود . و از بندگان من كس باشد كه صلاح وى درويشى بود ، اگر توانگرى ( 1 ) دهم او را فاسد شود ( 2 ) . من تدبير بندگان خود دانم كردن از آن ( 3 ) جا كه دلهاى ايشان دانم كه من عليم و خبيرم . ابان بن ( 4 ) عياش اين خبر روايت كرد ( 5 ) از انس ، و گفتى : بار خدايا ! من از آن بندگانام كه صلاح من توانگرى ( 6 ) است مرا درويش مكن . * ( وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ ) * ، او آن خداى است [ 190 - ر ] كه باران فرو فرستد به وقت حاجت . و « غيث » ، بارانى باشد كه به وقت اغاثت و فرياد رسيدن باشد ( 7 ) ، كان العباد استغاثوا الى الله فاغاثهم بغيث . دليلش بجز اشتقاق ، * ( مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا ) * ، پس از آن كه نوميد شده باشند و بفرياد آمده . قتاده گفت : مردى به نزديك عمر خطاب آمد و گفت : باران از آسمان باز ايستاد و مردم نوميد شدند ، گفت : وقت است كه باران آيد ! گفتند : چه دانى ، كه اين غيب ( 8 ) است ؟ گفت ، قال الله تعالى : * ( وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا . . . ) * ، چون حال در سختى به حد نوميدى رسد ، آن جا فرج بود ، كه : و عند التناهي يكون الفرج . * ( وَيَنْشُرُ رَحْمَتَه ) * ، و رحمت بپراگند و بگسترد ، يعنى باران . نظيره قوله : وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه ( 9 ) . * ( وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ ) * ، و او خداوندگارى پسنديده است مستحق حمد و شكر ، فعيل به معنى مفعول است . * ( وَمِنْ آياتِه خَلْقُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، گفت : از آيات او آن است كه آسمان و زمين بيافريد . * ( وَما بَثَّ فِيهِما مِنْ دابَّةٍ ) * ، و آنچه بپراگنده است در زمين از جانوران . و « ما » ، در محل جر است به اضافت خلق با او . * ( وَهُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَدِيرٌ ) * ، و او قادر است بر جمع ايشان از پراگندگى ، چون خواهد كه جمعشان كند . * ( وَما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ ) * ، گفت : آنچه به شما رسد از مصيبتى و نكبتى ، آن به جزاى كسب دست شماست ، يعنى مكافات فعل شماست .
هامش
( 6 - 1 ) . ما : تونگرى . ( 2 ) . لا ، آد : به فساد . ( 3 ) . اساس ، آب : از نجا . ( 4 ) . اساس : البان ، به قياس نسخهء ما ، تصحيح شد . ( 5 ) . گا ، آد : كردى . ( 7 ) . گا ، آد : آيد . ( 8 ) . آب ، آج : غيث . ( 9 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 57 .