تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
ثواب و نفع بيفزايد ، و قول اول بهتر است . قولى ديگر آن است ( 1 ) كه ، دعاى مؤمنان اجابت كند ، يعنى دعاى بعضى در حق بعضى . شقيق بن سلمه گفت عن سلمة بن سبره ( 2 ) ، گفت : معاذ ( 3 ) خطبه‌اى كرد به شام ، گفت : شما مؤمنانى و اهل بهشتى ( 4 ) و من اوميد دارم كه اين بندگان ( 5 ) را كه به غارت بياورده‌اند از پارس و روم ، خداى تعالى ايشان را بيامرزد و به بهشت فرستد از آن جا كه چون ايشان براى شما كارى كنند و شما را نيك آيد ، گويى : احسنت رحمك الله ، احسنت بارك الله فيك . و اوميد آن است كه دعاى شما در حق ايشان مستجاب باشد ، لقوله تعالى : * ( وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِه . . . ) * ابو صالح روايت كرد از عبد الله عباس كه گفت : * ( وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، گفت : معنى آن است كه شفاعت ايشان در حق برادران ايشان قبول كند . * ( وَيَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِه ) * ، آن است كه در حق خويشان شفاعت ايشان بپذيرد . * ( وَالْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ ) * ، گفت : كافران را عذابى باشد سخت . * ( وَلَوْ بَسَطَ اللَّه الرِّزْقَ لِعِبادِه لَبَغَوْا فِي الأَرْضِ ) * ، گفت : اگر [ 189 - ر ] خداى تعالى روزى ( 6 ) بندگانش بگستراند ( 7 ) در زمين ، طاغى و باغى ( 8 ) شوند . گفت : آيت در درويشان اصحاب صفه آمد كه ايشان تمناى توانگرى كردند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . خباب بن الأرت گفت : آيت در ما فرود آمد ، چون مالهاى بنى قريظه و بنى - النضير و بنى قينقاع ديديم ، ما را توانگرى آرزو آمد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . شقيق بن ابراهيم گفت : اگر خداى تعالى بندگان را روزى دادى نه از طريق كسب ، و ايشان فارغ و پرداخته بودندى ، طاعى و باغى شدندى و سعى ( 9 ) فساد كردندى در زمين ، و لكن ايشان را به كسب و طلب معاش مشغول كرده است ، و اين منتى است از او بر ايشان و رحمتى . * ( وَلكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ ) * ، و لكن به مقدار
هامش
( 1 ) . ما : و قول او بهتر است از قول ديگران . ( 2 ) . ما : هبيره ، ما ، گا ، آد ، افزوده : كه او . ( 3 ) . گا ، آد ، افزوده : جبل . ( 4 ) . ما : بهشت اى ، بهشتى / بهشتايد . ( 5 ) . گا ، لا ، آد : بردگان . ( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : بر . ( 7 ) . آج ، ما ، گا ، آد : بگسترد . ( 8 ) . آج ، ما : ياغى . ( 9 ) . ما ، لا : بغى و ، آد : ندارد .