پس او و بينى ظالمان را چون بينند عذاب ، گويند : نيست با ( 1 ) باز آمدن از راهى ( 2 ) ؟
بينى ايشان را عرض مىكنند بر آن ( 3 ) فرو مانده از خوارى ، مىنگرند از نظرى پوشيده و گفتند آنان كه ايمان آوردند كه زيانكاران آنان باشند كه زيان كنند خود را و اهل خود را روز قيامت ، ستمكاران در عذابى باشند دايم .
نباشد ايشان را هيچ يارى كه نصرت كند ايشان را از جز خداى ، و هر كه را گمراه كند خداى ، نباشد او را ( 4 ) راهى .
اجابت كنى خداى ( 5 ) را از پيش آن كه به شما آيد روزى كه بازداشت نبود آن را از خداى ، نيست شما را ( 6 ) پناهگاهى آن روز و نيست شما را ( 7 ) انكارى .
[ 182 - پ ] اگر برگردند ما نفرستاديم تو را بر ايشان نگاهبان ، نيست بر تو الا ( 8 ) رسانيدن و ما چون بچشانيم آدمى را از ما بخشايشى ( 9 ) ، شاد شود به آن و اگر برسد ايشان را بديى به آنچه در پيش داشته بود ( 10 ) دستهاى ايشان ، آدمى كافر نعمت است ( 11 ) .
خداى راست پادشاهى آسمانها و زمين ، بيافريند آنچه ( 12 ) خواهد ، بدهد آن را كه خواهد مادگان ( 13 ) و بدهد آن را كه خواهد نران ( 14 ) .
هامش
( 1 ) . آب : تا .
( 2 ) . ما : هست باز آمدن را از راه ؟ ، لا : هيچ هست به بازگشتن راهى .
( 3 ) . لا : آتش .
( 4 ) . ما ، افزوده : از ، لا : هيچ .
( 5 ) . ما : خداتان .
( 7 - 6 ) . ما ، افزوده : از ، لا : هيچ .
( 8 ) . لا ، افزوده : پيغام .
( 9 ) . ما ، لا : رحمتى .
( 10 ) . ما : فرستاده باشد .
( 11 ) . ما : مردم ناسپاس است .
( 12 ) . ما : چنان كه .
( 13 ) . ما : ماده ، لا : مادينهها .
( 14 ) . ما : نرينه ، لا : نرينهها .