تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
نزديك تو ( 1 ) به من . عبد اللَّه عباس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه ، چون رسول - عليه السلام - به مدينه آمد ، مالى نداشت و او را حقوقى و احوالى در پيش مىآمد كه او را به مال حاجت مىبود . انصاريان گفتند : اين مرد خويش ماست و در اين شهر غريب است و او را نوايى و حقوقى پيش آمد ( 2 ) ، و او را وسع آن نيست كه به آن قيام نمايد ، و خداى ما را بر دست او هدايت داد ، اگر براى او مالى جمع كنيم همانا روا باشد . برفتند و رسول را بگفتند . خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ) * . قتاده گفت : سبب نزول آيت آن بود كه ، اهل مكه گفتند : گويى ( 3 ) محمد بر اين اداى رسالت كه مىكند مزدى طمع دارد ( 4 ) . خداى تعالى اين آيت فرستاد ، و اين لايقتر است براى آن كه سورت مكى است . اكنون در معنى آيت خلاف كردند : حسن بصرى گفت ، معنى آيت آن است كه رسول گفت : من بر اداى رسالت و بيان شريعت از شما مزدى نمىخواهم ، الا التودد الى اللَّه و التقرب اليه بطاعته ، الا آن كه تقرب كنى به خداى تعالى به طاعت او و ( 5 ) خويشتن دوست داشته گردانى به عمل صالح نزديك او . و اين ، قولى است بعيد و از ظاهر و فحوا ( 6 ) دور ، و اين معنى از اين الفاظ استخراج نتوان كردن [ 184 - ر ] . طاووس و شعبى گفتند ( 7 ) كه : هيچ بطن از بطون قريش [ نبود ] ( 8 ) و الا با رسول خويشى داشتند . رسول - عليه السلام - گفت : من از شما هيچ توقع نمىدارم و نمىكنم ( 9 ) جز آن كه مرا دوست دارى براى قرابتى و خويشى كه هست ميان ما . و اين هم متعسف ( 10 ) و خلاف ظاهر است ، چه اگر چنين بودى ، الا المودة للقربى ، بايستى ، به « لام » . عبد اللَّه عباس و سعيد جبير و عمرو بن شعيب و ابو جعفر و ابو عبد اللَّه - عليهما
هامش
( 1 ) . كذا در اساس ، آب ، و آج ، ما ، گا ، لا ، آد : نزديكتر . ( 2 ) . آج ، گا ، لا ، آد مىآمد ، ما : مىآيد . ( 3 ) . ما : مگر . ( 4 ) . ما : مىدارد . ( 5 ) . گا ، آد ، افزوده : بر . ( 6 ) . گا ، آد ، افزوده : كلام . ( 7 ) . آب ، آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : معنى آن است . ( 8 ) . كذا در اساس و آب ، از آج افزوده شد . ( 9 ) . لا : توقع نمىكنم . ( 10 ) . آج ، ما : ضعيف است .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 121 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي