يا جفت دهد ايشان را نران و مادگان و كند آن را كه خواهد نازاينده كه او دانا و تواناست .
نيست هيچ آدمى را كه سخن گويد با او خداى الا به وحى ( 1 ) يا از پس حجابى يا بفرستد رسولى ( 2 ) وحى كند به فرمان او آنچه خواهد ، كه او بزرگوار و محكم كار است .
و همچنين وحى كرديم به تو وحى ( 3 ) از فرمان ما ، ندانستى كه چيست كتاب و نه ايمان و لكن كرديم آن را روشنايى كه راه نماييم به او آن را كه خواهيم از بندگان ما و تو راهنمايى به راه راست .
راه خداى آن كه او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ، الا ! با خداى شود كارها .
قوله تعالى : * ( أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ ) * ، بيان كرديم پيش از اين كه « ام » را سه وجه باشد :
يا معادلت » [ 183 - ر ] همزهء استفهام بود ، يا به معنى « بل » باشد ، يا هم ( 5 ) صلت بود ، معنى او استفهام باشد . و اين جا به معنى « بل » محتمل است . گفت بل اين كافران را از اين جا شريكانى و همبازانى ( 6 ) هستند ، يعنى متبوعان و معبودان ايشان و رؤسا و ائمهء ضلالت ( 7 ) . * ( شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يَأْذَنْ بِه اللَّه ) * ، كه بنهادهاند از براى ايشان از دين و شريعت بر سبيل بدعت نه بر راه سنت آنچه خداى تعالى نفرموده است و دستورى نداده ، و اين ، صفت مبتدعان است و ائمهء ضلالت ( 8 ) . آنكه گفت : * ( وَلَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ ) * ، اى ، كلمة الحكم . و حكم را فصل خواند ( 9 ) و حاكم را فصال . گفت :
هامش
( 1 ) . لا ، افزوده : فرستادن .
( 2 ) . لا ، افزوده : را .
( 3 ) . لا : به جبرئيل .
( 4 ) . آج ، ما ، لا : معادله ، گا ، آد : معادل .
( 5 ) . آب : همزه ، گا : همزهء ميم ، لا ، آد : ميم .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : انبازان .
( 7 ) . ما ، گا ، لا ، آد : ضلال .
( 8 ) . آج ، ما ، گا ، لا : ضلال .
( 9 ) . آج ، ما ، گا ، لا : خوانند .