نهادند فرمان او را براى ظهور حجت بر ايشان و تتابع معجزات و تظاهر آيات و بينات ايشان پس از امروز در حكم معانداناند به بغى و حسد .
مجاهد گفت : محاجت ( 1 ) ايشان به اين بود كه گفتند ، كتاب ما پيش از كتاب شماست و رسول ما پيش از رسول شماست ، و ما به حق اوليتريم از شما .
و قولى ديگر آن است كه : * ( ما اسْتُجِيبَ لَه ) * ، يعنى ، للنبى - عليه السلام - پس از آن كه خداى تعالى دعاى رسول اجابت كرد و آن معجزات كه او درخواست اقامت كرد .
وجه ديگر ( 2 ) آن است كه گفتند : پس از آن كه خداى تعالى دعاى او در ( 3 ) كفار اجابت كرد و ايشان روز بدر به شمشير او كشته شدند و دعاى او - عليه السلام - به مكه در ايشان رسيد به قحط و سختى ( 4 ) تا از ضرورت ( 5 ) مردار بخوردند و پوستهاى چهارپايان بر آتش نهادند و بخوردند و آن [ 178 - پ ] دعا كه كرد در نجات مستضعفان از دست متغلبان قريش و ( 6 ) مكه خداى تعالى اجابت كرد و ايشان را برهانيد ، چون عمار و جز او . * ( حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ ) * ( 7 ) ، براى ازدواج و مناسبت محاجت گفت . و گفتند : به لفظ حجت [ گفت و معنى شبهت خواست ، از آن جا كه بر باطل حجت نباشد . و گفتند : براى آن حجت ] ( 8 ) خواند آن را على حكاية قولهم و اعتقادهم ان ذلك حجة . و دليل بر آن كه چنين است ، آن است كه اگر حجت بودى ، داحض و ( 9 ) زايل و باطل نشدى . گفت : آن شبهت كه ايشان مىآرند در معرض حجت به نزديك خداى تعالى باطل است . * ( وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ ) * ، و بر ايشان خشم است از خداى تعالى . * ( وَلَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ ) * ، و ايشان را عذابى باشد در قيامت سخت .
* ( اللَّه الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزانَ ) * ، او آن خداى است كه كتاب فرو فرستاد به حق و درستى و راستى و ترازو ، و او عبارت است از عدل و انصاف و سويت و آن كه مردمان را فرمودند تا در معاملت و معاشرت و مخالطت با يكديگر چون
هامش
( 1 ) . ما : مخاطبه .
( 2 ) . گا ، آد : سيم ، لا : سديگر .
( 3 ) . گا ، آد : رسول در حق .
( 4 ) . گا ، آد : به قحط و سختى مبتلا شدند .
( 5 ) . گا ، آد : بضرورت .
( 6 ) . گا ، آد : در .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : حجت .
( 8 ) . اساس و آب ندارد ، از آج آورده شد .
( 9 ) . گا ، آد ، افزوده : ذليل و .