* ( وَلا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ) * ، و متابعت هواى ايشان مكن ، متابعت رضاى من ( 1 ) كن ، چه اهواء ايشان مختلف است نگاه نتوانى داشتن . * ( وَقُلْ ) * ، بگوى اى محمد كه من ايمان آوردم به هر كتاب كه خداى فرستاد و « من » ، تبيين راست . * ( وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ) * ، و مرا فرمودهاند ( 2 ) تا عدل و انصاف و سويت كنم ميان شما و داد دهم . * ( اللَّه رَبُّنا وَرَبُّكُمْ ) * ، ( 3 ) خداى ما و خداى شماست . * ( لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُمْ ) * ، اعمال ما ، ما راست و اعمال شما شما را ، يعنى جزاى عمل ما به ما دهند و جزاى عمل شما به شما . و اين دليل است بر بطلان مذهب مجبران ( 4 ) . * ( لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمُ ) * ، ميان ما و شما حجتى نيست .
مجاهد گفت : معنى آن است كه ، ميان ما و شما خصومتى نيست امروز ، تا فردا به قيامت خود محاجت و مخاصمت كنيم .
ابن زيد گفت : معنى آن است كه ، حق روشن شد و جدل ساقط شد . و گفتند :
معنى آن است كه ، حجت نيست ميان ما و شما [ 178 - ر ] ، يعنى ميان ما محاجت منقطع شد از آن كه ظلم و بغى شما از آن ظاهرتر است كه به محاجت حاجت است ( 5 ) و گفتند : معنى آن است كه ، حجت ما راست بر شما [ كه قول ما درست شد و مذهب شما ساقط ، پس حجت ميان ما و شما نيست ، بل حجت ما راست بر شما ] ( 6 ) موقوف نيست كه مجوز باشد كه بر ما بايستد يا ( 7 ) بر شما . * ( اللَّه يَجْمَعُ بَيْنَنا ) * ، خداى تعالى جمع كند ميان ما تا با يكديگر ( 8 ) خصومت كنيم و آن جا حق از باطل پيدا شود .
* ( وَإِلَيْه الْمَصِيرُ ) * ، و بازگشت با اوست ما را و جمله خلايق را .
* ( وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّه ) * ، گفت : آنان كه در خداى تعالى محاجت كنند و مجادلت و حجت انگيزند . گفتند : فى الله ، اى ، فى ايات الله ، على حذف المضاف ( 9 ) . و آن كه ( 10 ) بر ظاهر حمل كنند اولىتر باشد ، چه منعى نيست و مجادلت ايشان در خداى تعالى و در نفى او و اضافت صفات نقص با او و شرك با او ظاهر است . * ( مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجِيبَ لَه ) * ، پس از آن كه اجابت كردند مردمان او را و گردن
هامش
( 1 ) . لا : خدا .
( 2 ) . ما : فرموده است .
( 3 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : الله .
( 4 ) . لا : قول مجبره ، آج ، ما ، گا ، آد : مذهب مجبره .
( 5 ) . گا ، آد : باشد .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 7 ) . آج : تا .
( 8 ) . آج : به آن كه .
( 9 ) . گا ، آد ، افزوده : و اقامة المضاف اليه مقامه .
( 10 ) . آج ، گا ، لا ، آد : و اگر ، ما : و اكثر .