تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
و كتان و خزّ و قزّ . أهل معانى گفتند : أراد تقيكم الحرّ و البرد ، فاكتفى بذكر أحدهما عن الآخر . مراد آن است كه اين پيراهنها ( 1 ) شما را باز پايد از گرما و سرما ( 2 ) جز كه اكتفا كرد به ذكر يكى ( 3 ) از ديگر . * ( وَسَرابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ ) * ، و نيز پيراهنها ( 4 ) كه شما را در كالزار ( 5 ) نگاه دارد از زره و جوشن و آنچه در كالزار ( 6 ) دارند [ و اراد تقيكم مضرّة بأسكم فحذف المضاف و أقام المضاف اليه مقامه يعنى آفت كارزار از شما بگرداند ] ( 7 ) و شما را نگاه دارد از وقع سلاح و طعن نيز [ ه ] و ضرب شمشير . عطاء خراسانى ( 8 ) گفت : قرآن بر حسب عادت و آلت ( 9 ) عرب آمد ، نبينى كه خداى گفت : من الجبال أكنانا ؟ و آنچه براى ما ( 10 ) پديد كرد بيشتر و بهتر است و لكن ايشان اصحاب جبالاند و زمين ايشان كوهستان است همچونين ( 11 ) گفت : * ( وَمِنْ أَصْوافِها وَأَوْبارِها وَأَشْعارِها ) * ، و آنچه براى ما پديد كرد ( 12 ) ابريشم و خزّ و قزّ و قطن و كتان بيشتر و بهتر است و لكن ايشان اهل باديه‌اند و ايشان را چهار پايان باشند ( 13 ) و أثاث ايشان ( 14 ) از موى چهار پايان ( 15 ) بود و همچونين ( 16 ) گفت : * ( تَقِيكُمُ الْحَرَّ ) * ، و آنچه سرما باز دارد بهتر بايد و لكن بلاد ايشان گرمسير است براى آن منّت ( 17 ) نهاد به باز داشت گرما ( 18 ) . كذلك قوله : مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ . . . ( 19 ) ، و اين ثلج و برف كه ما را باشد بيش از آن و به از آن و بىآفتتر از آن است ، و لكن در بلاد ايشان نباشد و نشناسند ( 20 ) آن را . اين جواب طاعنى ( 21 ) است اگر به اين چيزها بر قرآن طعن زند . * ( كَذلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَه عَلَيْكُمْ ) * ، نعمت خويشتن بر شما ( 22 ) همچونين تمام مىكند تا باشد كه شما اسلام آرى و گردن بنهى و طاعت دارى او را . و از عبد اللَّه عبّاس روايت كردند كه او خواند :
هامش
( 4 - 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب : پرهنها . ( 2 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : سرما و گرما . ( 3 ) . قم . بر يكى . ( 6 - 5 ) . همهء نسخه بدلها : كارزار . ( 7 ) . اساس افتادگى دارد ، از قم آورده شد . ( 8 ) . آط : خوراسانى . ( 9 ) . قم : آلت و عادت . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها در زمين سهل . ( 11 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : همچنان . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها از . ( 13 ) . قم ، آط ، آب ، آز : چهار پاى باشد . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم بيشتر . ( 15 ) . قم : آن چهار پايان بيشتر بود . ( 16 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين . ( 17 ) . همهء نسخه بدلها كه . ( 18 ) . قم ، آط ، آب ، آز نهاد ، آج ، لب نها . ( 19 ) . سورهء نور ( 24 ) آيهء 43 . ( 20 ) . قم : و نعمتى شناسند . ( 21 ) . قم : طاعن ، آب ، آج ، لب : طاعتى . ( 22 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين بر شما .