يابد ] ( 1 ) . دنيا همچنين است بر كس ( 2 ) بنماند . دگر آن كه ( 3 ) بر يك حال بنماند ، چون در جاى باز دارند ، لون و طعم و رايحتش متغيّر گردد ، دنيا همچنين بر يك حال بنماند ، يك بار اقبال كند و يك بار ادبار . دگر آن كه ، آب در جاى بدارند ، روزى چند بماند باز خوشد ، بهرى به زمين فرو شود و بهرى هوا ببرد ، دنيا همچنين است ، روزى چند بماند و باز فانى شود . دگر آن كه ، آب ممكن نباشد كه كسى در او شود و بعضى از آن آب در او نگيرد و تر نشود ، دنيا همچنين است ، هيچ كس نباشد كه از فتنه و بليّت او سلامت ياود ( 4 ) . دگر آن كه ، چون آب به اندازه بود نفع ( 5 ) كند ، چون از اندازه بشود ، همه مضرّت بود . اما درست آن است كه خداى تشبيه دنيا كه كرد به اين جمله ، حديث كرده به آب باران كه از آسمان بيايد در وقت ربيع و بر زمين آيد و از زمين نبات برويد ، تا فصل ربيع باشد و هوا به اعتدال بود و باران مىآيد و نبات سبز مىباشد ، چون فصل تابستان در آيد و باران از آسمان نيايد ، آن نبات بخوشد ( 6 ) و زرد شود و بيوفتد ( 7 ) و باد آن را در جهان پراگنده كند . و آن كه اوّل گفتم ، سخن اهل تذكير است .
قوله : * ( وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ ) * ، و ياد كن اى محمّد آن روز ( 8 ) كه ما كوهها را به رفتن آريم . * ( وَتَرَى الأَرْضَ بارِزَةً ) * ، و تو زمين را ظاهر بينى در او هيچ كوهى و بنايى و حصنى و شهرى و عمارتى نباشد ، همهء زمين ساده بود . گفتند : * ( وَتَرَى الأَرْضَ بارِزَةً ) * را معنى آن است كه : ما باطن زمين را ظاهر كنيم ، برگردانيم تا آنچه در بطن او بود بر ظهر آيد . و گفتند : مراد آن است كه ، مردگان را از او برانگيزيم . * ( وَحَشَرْناهُمْ ) * ، و ما خلقان را جمع كنيم و برانگيزيم و هيچ كس را رها نكنيم كه حشر نكنيم .
در خبر مىآيد كه : چون روز قيامت باشد و اسرافيل صور در دمد ، خداى تعالى اين كوهها را به رفتن آرد تا بر زمين مىروند ، آنگه بادى درآيد و آن را بردارد و در هوا برد ( 9 ) به مانند پشم زده ، و ذلك قوله : وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ( 10 ) .
هامش
( 1 ) . از آط ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : كسى .
( 3 ) . آط ، آب ، مل ، آز آب .
( 4 ) . آط ، آب ، آز : يابد .
( 5 ) . آب ، آج ، لب : نافع .
( 6 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خشك شود .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بيفتد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : روزى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : ببرد .
( 10 ) . سورهء قارعه ( 101 ) آيهء 5 .