تسبيح و تحميد است ، و لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه .
عبد اللَّه بن عبد الرّحمن مولى سالم بن عبد اللَّه گفت : سالم مرا بنزديك محمّد بن كعب القرظىّ فرستاد ، گفت : يك ساعت فلان جاى حاضر آى تا حديثى كنيم ( 1 ) .
حاضر آمد ، يكديگر را بپرسيدند ، آنگه سالم ، محمّد بن كعب را گفت : باقيات صالحات را معنى چيست ؟ گفت : لا إله الَّا اللَّه و الحمد للَّه و سبحان اللَّه و اللَّه اكبر و لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه ( 2 ) . سالم گفت : لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه ( 3 ) را از كى باز در اين ( 4 ) آوردهاى ؟ گفت : از آنگه كه ابو ايّوب انصارى را ديدم ، او مرا گفت كه از رسول - عليه السّلام - شنيدم كه گفت : شب معراج مرا به آسمان بردند ، ابراهيم خليل را ديدم مرا تقريب و ترحيب كرد . من جبريل را گفتم : اين كيست ؟ گفت : اين ابراهيم خليل است . ابراهيم مرا گفت : امّتت را بگوى تا در زمين بهشت غرس بسيار بنشانند كه تربتش پاكيزه است و زمينش فراخ . من گفتم : غرس بهشت چه باشد ؟ گفت ، گفتن : لا حول و لا قوّة الَّا باللَّه ( 5 ) .
سعيد جبير و عمرو بن شرحبيل و ابراهيم مسروق گفتند : باقيات صالحات ، نمازهاى پنج است و آن ، آن حسنات است كه سيّئات را ببرد .
علىّ بن ابى طلحه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه او گفت : اعمال صالحه است ( 6 ) گفتن : لا إله الَّا اللَّه و استغفر اللَّه ، و صلوات بر محمّد و آلش و نماز و روزه و حج و عتق و جهاد و صلت رحم ، و جملهء حسنات كه ثواب آن ابد الدّهر بماند .
عطيّه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : آن سخن نيكوست . حسن بصرى گفت : نيّات است كه به آن اعمال قبول كنند . قتاده گفت : هر طاعت باشد كه براى خداى كنند . ابو جعفر الباقر - عليه السّلام - گفت :
قيام اللَّيل لصلاة اللَّيل ،
به شب برخاستن ( 7 ) است براى نماز شب . امّا قوله : * ( كَماءٍ أَنْزَلْناه مِنَ السَّماءِ ) * ، ظاهر ( 8 ) چنان مىنمايد كه تشبيه حيات دنيا به آب است ، و اهل اشارت گفتند : حكمت در آن كه خداى تعالى دنيا را به آب تشبيه كرد ، آن است كه آب قرار نگيرد در يك جاى ، [ بل رونده باشد چون راه
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، لب : سخنى گوييم .
( 5 - 3 - 2 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 39 .
( 4 ) . آج ، لب : آن جا ، مل ، آط ، آب ، آز جا .
( 6 ) . آط ، آز ، آج ، لب : صالحات است از .
( 7 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : برخواستن .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : به ظاهر .