تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
صغيره و كبيره به اضافت با يكديگر باشد ، هر گناهى كه به اضافت با گناه ديگر ( 1 ) صغيره بود عقابش كمتر باشد ، و آنچه ( 2 ) بيشتر بود آن كبيره باشد . پس يك گناه به اضافت هم صغيره باشد هم كبيره ( 3 ) بالاضافة الى ما هو اكبر منه صغيره باشد و بالاضافة الى ما هو اصغر منه كبيره باشد . و آن چه از سلف حكايت كرديم ، دليل صحّت اين قول مىكند ، چه به معنى فرقى نيست . * ( وَوَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً ) * ، و آنچه كرده باشند حاضر يابند ( 4 ) ، يعنى نسخت و تفصيل ( 5 ) نوشتهء آن با جزاى آن از ثواب و عقاب . * ( وَلا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً ) * ، و خداى تو بر كسى ظلم نكند ، حقّ او باز نگيرد و نقصان نكند و به گناه كسى ديگرى را نگيرد و بار كسى بر كسى ديگر ننهد . * ( وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ ) * ، آنگه حديث آدم كرد و ابليس در اين ميانه ، براى آن تا تنبيه كند آن متكبّران را كه استنكاف مىكردند از مجالست صحابه ، كه ياد كنى حديث ابليس متكبّر كه تعظيم كرد از آن كه آدم را سجده كند به علَّت اصل خلقت كه من با او چه كردم از طرد و لعنت و عقاب ( 6 ) ابد كه او را خواهد بودن ، گفت : * ( وَإِذْ قُلْنا ) * ، و ياد كنى . چون گفتيم ما فريشتگان را كه سجده كنى آدم را . همه سجده كردند الَّا ابليس ، كه او از جنّ بود . علما خلاف كردند در آن كه ابليس فريشته بود يا جنّى - و اين فصل به استقصا گفتيم در سورة البقره . امّا قوله : * ( كانَ مِنَ الْجِنِّ ) * ، در او دو قول گفتند : عبد اللَّه عبّاس گفت : جنّ ، قبيله‌اى ( 7 ) اند از فريشتگان ايشان را جنّ خواندند ، خداى تعالى ايشان را از آتش سموم آفريد و ديگر فريشتگان را از نور . و نام ابليس [ به سريانى عزازيل بود و به تازى حارث ، و او از جمله خازنان بهشت بود ] ( 8 ) در پيش فريشتگان آسمان دنيا بود و فرمان آسمان دنيا و فرمان زمين به دست او بود و خداى را در آسمانها عبادت بسيار كردى ، جز آن كه منافق بود چنان كه بيان كرده‌ايم فى قوله : وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ، تكبّر
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها عقابش كمتر باشد آن . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها عقابش . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها صغيره . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : باشد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 6 ) . آب ، آز : عذاب . ( 7 ) . قم : قبيلى / قبيله‌اى ، آج ، لب : قبيله . ( 8 ) . قم : ندارد ، از آط آورده شد .