تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
دگر . خداى تعالى اين آيت فرستاد . ابو العاليه گفت : آيت در اميّة بن خلف الجمحىّ آمد و اين قول او گفت . قتاده گفت : آيت در اصحاب صفّه آمد و ايشان هفتصد مرد درويش بودند ملازمان مسجد رسول - عليه السّلام . ايشان را ملكى و ضيعتى و زرعى و ضرعى و تجارتى نبود . نماز مىكردندى و منتظر نمازى ديگر بودندى . قتاده گفت : چون اين آيت آمد ، رسول - عليه السّلام - گفت : الحمد للَّه كه در امّت من كسانى هستند كه خداى مرا گفت : خود را با اينان بازبند ، آنگه گفت : بيان كن براى اينان كه كافر و جاحدند ، و بگو كه : * ( الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ ) * ، گفتند : * ( الْحَقُّ ) * ، خبر مبتداى محذوف است ، يعنى اين قرآن و آنچه در اوست از اخبار و آيات و اوامر و نواهى و وعد و وعيد حقّ است از خداى تعالى . و گفتند : * ( الْحَقُّ ) * ، مبتداست و * ( مِنْ رَبِّكُمْ ) * ، در جاى خبر اوست ، يعنى الحقّ صادر من ربّكم وارد منه و آت من قبله ، حق از خداى تعالى صادر گشت از كتاب و پيغامبر و بيان و آنچه خلقان در تكليف به آن محتاجند . اكنون اختيار به ايشان است و عنان اختيار به دست ايشان است هر كه خواهد ، گو ايمان آر ، و هر كه خواهد گو كافر شو . و صورت امر است ، و مراد تخيير بر وجه تهديد ، چه خداى را به ايمان ايشان حاجت نيست . اگر ايمان آرند ايشان را به آيد ( 1 ) به ثواب [ 162 - ر ] و نعيم ابد رسند ، و اگر كفر آرند ما بجارده‌ايم ( 2 ) براى كافران آتشى كه سرا پرده‌هاى آن محيط است به ايشان و گرد ايشان در آمده است . و قوله : * ( أَعْتَدْنا ) * ، من العتاد ، و هو العدّة ، آن سازگار باشد و « سرادق » ، سراپرده ( 3 ) باشد به مانند ديوارى گرد خيمه ، و خيمه در ميان آن باشد . ابو سعيد خدرىّ روايت كرد ( 4 ) كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : دوزخ را چهار سراپرده است ، كثافت ( 5 ) هر يكى چهل ساله راه . عبد اللَّه عبّاس گفت : ديوارى است از آتش گرد كافران درآمده باشد . كلبى گفت : كژدمى باشد كه روز قيامت از دوزخ برآيد از آتش و در عرصهء قيامت گرد كافران درآيد به مانند حظيره‌اى ، قال رؤبه :
هامش
( 1 ) . آز : برآيد . ( 2 ) . قم ، مل : بيجارده‌ايم ، آج ، لب : بچارده‌ايم . ( 3 ) . قم ، مل : سراى پرده . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل از . ( 5 ) . آج ، لب : كسافت .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 347 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي