و بود او را مالى ( 1 ) ، گفت برادرش ( 2 ) را و او مناظره مىكرد با او : من بيشترم از تو به خواسته ( 3 ) و عزيزتر به گروه .
[ 161 - ر ]
در - شد در بستانش و او ظالم خود بود ، گفت : نپندارم كه هلاك شود اين هرگز .
و نپندارم كه قيامت برخيزد و و اگر مرا باز برند با خدايم يابم بهتر از آن بازگشتنگاه ( 4 ) .
گفت او را رفيقش ( 5 ) و او مناظره مىكرد با او كافر شدى ( 6 ) به آن كه بيافريد تو را از خاك پس از آب ( 7 ) ، پس راست كرد تو را مردى ؟
لكن مرا او خداى پروردگار شرك نيارم به او كسى را ( 8 ) .
چرا چون در بستانت شوى بگو ( 9 ) آنچه خداى خواهد قوّت نيست الَّا به خداى . اگر مىبينى تو مرا كمتر از تو به مال و فرزندان ( 10 ) .
باشد كه خداى بدهد مرا بهتر از بستان تو و بفرستد بر آن عذابى از آسمان در روز آيد خاكى ( 11 ) نرم شود .
يا در روز آيد آب او به زمين فرو شده نتوانى تو او را طلب كردن .
هامش
( 1 ) . قم : ميوهها ، بقيهء نسخه بدلها : ميوه .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب : رفيق .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب : مال .
( 4 ) . قم : بازگشتن جاى .
( 5 ) . مل : برادرش .
( 6 ) . اساس : شد ، به قياس با نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آج ، لب : نطفه .
( 8 ) . قم : لكن من او خداى است پروردگار من و شرك نيارم به خدايم يكى را .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب : گفتى .
( 10 ) . قم : فرزند .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب : خاك .