مىخواهى ( 1 ) زينت ( 2 ) زندگانى نزديكتر ، فرمان مبر آن را كه ما غافل كرديم دل او را از ذكر ما به دنبال ( 3 ) هواى خود رفت و بد كار او ضايع كردن .
بگو كه حق از خداى شماست ، هر كه خواهد گو ايمان آر و هر كه خواهد گو كفر آر ( 4 ) ، ما بنهاديم ( 5 ) براى كافران ( 6 ) آتشى كه گرد درآيد به ايشان سرا پردههايش ، و اگر فرياد خواهند ، فرياد رسند ايشان را به آبى چون دردى زيت بريان كند رويها را ، بد شراب ( 7 ) است آن و بد جاى است آن تكيه گاه ( 8 ) .
آنان كه ايمان آوردند و كار نكو ( 9 ) كردند ما ضايع نكنيم مزد آن كس كه كار نكو كند .
آنان كه بود ايشان را بهشتها مقام ، مىرود از زير ايشان جويها ، به حلىّ ايشان كنند در آن جا از دستورنجها ( 10 ) از زر و درپوشند جامههاى سبز از ديبايى تنك و ستبر ، تكيه زده باشند در آنجا بر تختها ، نيك ثواب است و نيكو تكيهگاه است ،
بزن براى ايشان مثلى ، دو مرد كرديم يكى را از ايشان دو بستان از انگور ( 11 ) گرد آن گرفتيم ( 12 ) به درختان خرما و كرديم ميان آن كشتى .
هر دو بستان بداد ميوهايش و نكردى نقصانى ( 13 ) ، از اوچيزى . بگشاديم ميان آن جوى .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : مىخواهند .
( 2 ) . قم ، آب : آرايش .
( 3 ) . قم : پس روى ، آط ، آب : از پس ، آج ، لب : از پى .
( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب : كافر شو .
( 5 ) . قم : ساختهايم .
( 6 ) . مل : ظالمان .
( 7 ) . قم ، آط ، آب ، آج ، لب : شرابى .
( 8 ) . آط ، آب : و بد جاى تكيهگاه را .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : عمل صالح .
( 10 ) . قم : دستور نجنها .
( 11 ) . قم : انگورها .
( 12 ) . قم : گرد درگرفتيم .
( 13 ) . قم : كم نكردى از او چيزى ، آط ، آج ، لب : ظلم نكرد از او چيزى .