تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
آنگه گفت : هر كه را خداى هدايت دهد به بيان و لطف و توفيق و تمكين ، او ره يافته باشد . و هر كه را او اضلال كند به خذلان ، تو او را هيچ يارى راه نماينده به صلاح نيابى ، يعنى نباشد ، چه اگر بودى يافتندى . * ( وَتَحْسَبُهُمْ ) * ، و تو پندارى اى محمّد كه ، ايشان بيدارند ، و بر حقيقت ايشان خفته‌اند ( 1 ) . و « ايقاظ » ، جمع يقظ و يقظ باشد ، كانجاد فى جمع نجد و نجد ، للشّجاع . و « رقود » جمع راقد ، سجود فى جمع ساجد و « قعود » فى جمع قاعد . گفتند : براى آن گفت كه : ايشان خفتگانى ( 2 ) بودند چون بيداران كه ايشان با آن كه خفته بودند چشمها گشاده بودند ، * ( وَنُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَذاتَ الشِّمالِ ) * ، و ما ايشان را از اين دست در آن دست مىگردانيديم تا پهلوهاشان رنجور نشود . عبد اللَّه عبّاس گفت : در سال يك بار فريشته‌اى بيامدى و ايشان را از اين پهلو در آن پهلو گردانيدى تا پهلويشان ريش نشدى . ابو هريره گفت : در سال دو بار ايشان را برگردانيدندى . * ( وَكَلْبُهُمْ باسِطٌ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : سگ ايشان سرخ بود ، و مقاتل گفت : زرد بود . محمّد بن كعب القرظىّ گفت : سخت زرد بود ، چنان كه با سياه ( 3 ) مىزد ، كلبى گفت : خلنج بود . بعضى دگر گفتند : بر لون آسمان بود . در خبر هست كه متعنّتى ( 4 ) از امير المؤمنين على ( 5 ) پرسيد كه : سگ اصحاب الكهف چه رنگ بود ؟ او دانست كه اگر به لونى معيّن اشارت كند كه او را معلوم بود او بر آن برهانى خواهد و اقامت برهان بر اين معنى متعذّر بود ، گفت : بر رنگ سنگ بود ( 6 ) براى آن كه همه رنگ در سنگ توان يافتن . و از امير المؤمنين على روايت كردند كه : نام او زيّان ( 7 ) بود . عبد اللَّه عبّاس گفت : قطمير ( 8 ) نام بود . اوزاعى گفت : تنو ( 9 ) . جبّائى گفت : حمران . عبد اللَّه بن كثير گفت : قطمور بود . سدّى گفت : ثور بود . عبد اللَّه سلام گفت : مسبط ( 10 ) . كعب الاحبار گفت : صبها ( 11 ) بود . وهب گفت : نعى ( 12 ) بود ، و گفتند : قطنفير ( 13 ) بود . از بعضى صحابه روايت كردند كه او گفت : اگر كسى
هامش
( 1 ) . قم : خفتگانند . ( 2 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خفتگان . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : سياهى . ( 4 ) . مل : شخصى . ( 5 ) . مل ، آز ، آج ، لب عليه السّلام . ( 6 ) . قم او . ( 7 ) . آط ، آب ، آز : زبان ، مل : ريان . ( 8 ) . آج ، لب : قطمر . ( 9 ) . آج ، لب : منو . ( 10 ) . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : صهبا . ( 12 ) . قم : نفى . ( 13 ) . قم : قطيفير .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 331 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي