* ( هذِه ) * ، اشارت است به آن درمها ، * ( إِلَى الْمَدِينَةِ ) * ، به شهر يعنى آن شهر كه كوه بر در آن بود . گفتند : نام او « دفسوس » ( 1 ) بود ، و گفتند : « افسوس » . و گفتهاند : اين شهر است كه آن را « طرسوس » مىخوانند . * ( فَلْيَنْظُرْ ) * ، گو بنگر . * ( أَيُّها أَزْكى طَعاماً ) * ، اى اىّ الاطعمة ( 2 ) ازكى و اطيب . و نصب * ( طَعاماً ) * ، بر تمييز است . عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد آن بود كه احلّ ( 3 ) ذبيحة ، حلالتر گوشتى كه مسلمانان كشته باشند كه ( 4 ) در آن شهر بعضى مسلمانان بودند و بيشتر گبركان بودند . و بعضى مفسّران گفتند : مراد برنج ( 5 ) بشير بود .
و اصل « زكا » ، نما و زيادت بود ، قال الشّاعر :
قبائلنا سبع و انتم ثلاثة
و للسّبع ازكى من ثلاث و اطيب
* ( فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْه ) * ، بگو تا به شما آرد روزيى و طعامى كه شما را قوت باشد ، * ( وَلْيَتَلَطَّفْ ) * ، و بگو تا رفق و مدارا كند * ( وَلا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً ) * ، و نبايد تا كسى را اعلام كند و از كار شما آگاه كند .
* ( إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ ) * ، كه اگر بر شما ظاهر و مطَّلع شوند و جاى شما بدانند .
و گفتند ، معنى آن است كه : ان يظفروا بكم ، يقال : ظهر ( 6 ) عليه ، اذا ظفر به . قال اللَّه تعالى : فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ ( 7 ) ، اى ظافرين . * ( يَرْجُمُوكُمْ ) * ، شما را سنگسار كنند . و گفتند : شما را دشنام دهند و قذف كنند . و گفتند : شما را بكشند . و گفتند : بزنند شما را . * ( أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ ) * ، يا ( 8 ) شما را با دين و كيش خود برند ، * ( وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً ) * ، آنگه شما فلاح و ظفر و نجات نيابى پس از آن هرگز اگر با دين ايشان شوى .
* ( وَكَذلِكَ أَعْثَرْنا ) * ، و همچونين ( 9 ) كه آن ديگر كارها كرديم با ايشان ، اطَّلاع داديم بر ايشان . يقال : عثرت على الشّىء ، اى ( 10 ) اطَّلعت عليه . و اعثرت غيرى ، اى اطلعته عليه ، يعنى ما مردمان را برايشان اطَّلاع داديم و احوال ايشان بر مردم ظاهر كرديم تا بدانند كه وعدهء خدا حقّ است ، يعنى وعدهء بعث و نشور . و نيز بدانند كه قيامت
هامش
( 1 ) . مل : دقينوس .
( 2 ) . آز : الطَّعمة .
( 3 ) . آب ، آز ، آج ، لب : اجلّ .
( 4 ) . قم : چه .
( 5 ) . آز : بزنج .
( 6 ) . اساس : اظهر ، با توجّه به نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . سورهء صفّ ( 61 ) آيهء 14 .
( 8 ) . اساس : تا ، به قياس نسخهء قم و اتّفاق نسخ تصحيح شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين .
( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب : اذا .