* ( فَأَبَى الظَّالِمُونَ إِلَّا كُفُوراً ) * ، ظالمان سر باز زدند يعنى كافران بجز كفران نعمت و جحود آيات و بيّنات چيزى نكردند .
* ( قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي ) * ، آنگه گفت ( 1 ) : يا محمّد ! اگر شما مالك شوى بر خزاين و ملك زمين ، و مراد به رحمت روزى است اين جا . * ( إِذاً ) * ، پس هم باز گيرى و بخل كنى * ( خَشْيَةَ الإِنْفاقِ ) * ، ترس درويشى را ، و نصب او بر مفعول له است كقولهم ( 2 ) : فعلت ذلك مخافة الشّر ، و مراد به انفاق ما يؤدّى اليه الانفاق است ، و هو الاملاق . چه انفاق مؤدّى بود با املاق و درويشى ، * ( وَكانَ الإِنْسانُ قَتُوراً ) * ، و آدمى هميشه بخيل و ممسك بوده است ، چه اين معنى در جبلَّت آدمى مركوز ( 3 ) است .
* ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ ) * ، ما بداديم موسى را نه آيت روشن ، در او خلاف كردند ، عبد اللَّه عبّاس و ضحّاك گفتند : مراد عصاست و دست بيضا ( 4 ) و آن عقده ( 5 ) كه بر زبانش ( 6 ) بود كه خداى تعالى برگشاد ، فى قوله : وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ، يَفْقَهُوا قَوْلِي ( 7 ) ، و فلق دريا و طوفان و ملخ و كراهه ( 8 ) و بزغ ( 9 ) و خون . و عكرمه گفت و قتاده و مجاهد و شعبى و عطا و مطر الورّاق : طوفان بود و ملخ وكراهه ( 10 ) و بزغ و خون ( 11 ) و عصا و يد بيضا و قحط و نقصان ميوها ( 12 ) . محمّد بن كعب القرظىّ گفت ، عمر عبد العزيز از من پرسيد كه : آن نه آيات كدام بود كه آيات موسى بود ؟ من گفتم :
طوفان بود و ملخ و كراهه بزع و خون ، آيات مفصلات و عصا و يد بيضا و طمس و ( 13 ) دريا . عمر گفت : من دانستهام كه طمس از جملهء آيات نه ( 14 ) است . محمّد بن كعب گفت : مرد ( 15 ) با زن در بستر خفته بود ، خداى تعالى هر دو را با سنگ كرد ، عمر گفت :
فقه ، چنين باشد . آنگه كس فرستاد و كيسهاى پيش خواست در او چيزهاى بود از آن عبد العزيز مروان ( 16 ) كه او در مصر يافته بود از بقاياى ( 17 ) آل فرعون . در آن جا خايهء مرغ بود
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل بگو .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : كقوله :
( 3 ) . آج ، لب : مذكور .
( 4 ) . مل : يد بيضا .
( 5 ) . مل : عقدهاى .
( 6 ) . قم : زفانش .
( 7 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 27 و 28 .
( 8 ) . آج : كراتنه .
( 9 ) . مل : وزغ .
( 10 ) . قم ، آط ، آب ، مل ، آز : كراهة .
( 11 ) . مل آيات مفصّلات .
( 12 ) . ميوها / ميوهها .
( 13 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب فلق .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها : نه گانه .
( 15 ) . آج ، لب : مرد . ى
( 16 ) . عبد العزيز بن مروان .
( 17 ) . آز ، آب : بقاهاى .