تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
به ايشان ظنّ خير برد و گفت : همانا ايشان را دل نرم شده است ، ( 1 ) بعضى نرم شدن ( 2 ) . برخاست و آن جا رفت و او بغايت حريص بود بر ايمان و رشد ايشان ، و ( 3 ) ميان ايشان بنشست ، گفت : چه كار را خواندى مرا ؟ گفتند : اى محمّد ! ما تو را براى آن خوانديم تا با تو عذر ( 4 ) برانگيزيم ، و اللَّه كه ما در عرب هيچ كس را نمىدانيم كه بر قوم خويشتن آن آورد ( 5 ) كه تو پدران و سلف را دشنام مىدهى و دين ايشان را عيب مىكنى و تسفيه احلام مىكنى و خدايان را دشنام مىدهى و تفريق الفت و جماعت مىكنى ، هيچ كار قبيح نماند كه تو با ما نكردى . اگر اين ( 6 ) به طمع مالى مىكنى ، ما هر كسى از مال خود تو را نصيبى دهيم ، و اگر براى رياست و سيادت مىكنى ، ما تو را سيّد خود كنيم ، و اگر براى ملك مىكنى ما تو را مملَّك گرديم ( 7 ) . و اگر تو را از جنّيان خيالى مىباشد ، تا طلب طبيب و ( 8 ) دارو كنيم . رسول - عليه السّلام - گفت : از اين معانى هيچ نيست . مرا نه مال مىبايد و نه ملك و نه رياست ، و لكن خداى تعالى مرا به شما فرستاده است و كتابى به من داده و مرا فرموده است تا : شما را بشارت دهم و بترسانم . من رسالت خداى برسانيدم و شما را نصيحت ( 9 ) كردم . اگر از من بشنوى و قبول كنى ، خير دنيا و آخرت است شما را . و اگر ردّ كنى من نيز صبر كنم تا خداى تعالى ميان من و شما حكم كند . گفتند : يا محمّد ! تو مىدانى كه اين زمين ما تنگترين زمينهاست و كم آبتر . اگر تو پيغامبرى ، از خداى درخواه تا اين كوهها ( 10 ) از ما براند و زمين بر ما فراخ كند و جويهاى آب پديد آرد روان ، چنان كه در شام و عراق هست . و اين پدران ما را كه رفته‌اند باز آرد و زنده كند ، و از جملهء ايشان قصىّ بن كلاب را خواهيم تا زنده كنى كه او پيرى راستگير ( 11 ) بوده است ، تا احوال تو از او بپرسيم تا اين كه مىگويى حق است يا باطل ؟ اگر اين بكنى و اين مردگان زنده شده تو را تصديق كنند ، ما تو را به راست داريم ( 12 ) [ 148 - ر ] و بدانيم كه تو را از خداى
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : با . ( 2 ) . آج ، لب : شدند . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : آمد و . ( 4 ) . مل : عذرى . ( 5 ) . مل : اف آورد . ( 6 ) . مل كه تو مىكنى . ( 7 ) . آب ، آز : ملك كرديم ، مل : گردانيم . ( 8 ) . قم دوا و . ( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : نصيحت شما . ( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب : كوههاى ما ، آز : كوهها و ما . ( 11 ) . مل : راستگير ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : راستگو . ( 12 ) . آج ، لب : به راست بداريم .