با او زنده باشد و با فقد او زنده نماند . و بعضى دگر گفتند : مراد به روح ، قرآن است .
و قوله : * ( مِنْ أَمْرِ رَبِّي ) * ، براى آن گفت كه ايشان گفتند خبر ده ما را از اين قرآن [ 147 - ر ] كه بر تو فرو مىآيد تا قديم است يا محدث ؟ او گفت : * ( مِنْ أَمْرِ رَبِّي ) * ، از فرمان خداى است ، يعنى محدث است و از فرمان خداى صادر است . بعضى دگر گفتند : مراد عيسى است - عليه السّلام - كه ايشان را در او شبهت افتاد تا چگونه بىپدر پديد آمد ، خداى گفت : بگو كه از فرمان خداى پديد آمد و روح نامى است مشترك ميان اين چيزها . * ( وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ) * ، آنگه باز نمود كه شما را كه آدميانى ، از علم نصيب ندادند الَّا اندكى .
قوله : * ( وَلَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * ، آنگه گفت : اگر ما خواهيم اين قرآن كه بر تو وحى كردهايم ببريم ، آنگه تو بر ما به آن وكيلى نيابى كه پايمردى و و كيل درى ( 1 ) كند تو را . در اين دو قول گفتند : يكى آن كه ، اگر ما خواهيم اين شرع كه بر تو فرستاديم ببريم آن را به طريقت نسخ ، چنان كه با پيغامبران دگر كرديم . و قولى ديگر آن است كه ، اگر ما خواهيم اين قرآن از ميان شما برداريم و از دلهاى مردمان ، چنان كه در خبر آمد از هشام بن عروه عن ابيه ، عن عبد اللَّه بن عمرو ( 2 ) ، كه :
رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - يك روز بيرون آمد و سر باز بسته بود از رنجى كه مىبود او را ، و بر منبر شد و خطبه كرد و حمد و ثناى خداى كرد و صلات داد بر محمّد و آل محمّد ، آنگه گفت : اين كتابها چيست كه شما مىنويسى ؟ كتابى است جز كتاب خداى ؟ نزديك است كه خداى تعالى خشم گيرد براى كتاب خود ! هيچ ورقى برها نكند و ( 3 ) هيچ دلى كه در او آيتى قرآن باشد الَّا بردار آن را . گفتند : يا رسول اللَّه ! احوال مؤمنان چگونه بود آن روز ؟ گفت : هر كه خداى به او خير خواهد ( 4 ) ، او را توفيق دهد بر ثبات بر كلمت توحيد ، كه « لا إله الَّا اللَّه » است . عبد اللَّه مسعود گفت : اوّل چيزى كه شما از دين خود نيابى امانت باشد ، و آخر چيزى كه نيابى نماز باشد ، و قومى باشند كه نماز كنند و ايشان را دين نباشد ، و روز ( 5 ) آيد كه شما در روز آيى و از قرآن در ميان شما هيچ نباشد . گفتند : چگونه بود يا با عبد الرّحمن ؟ و ما در
هامش
( 1 ) . مل : وكيلى درى ، آز : روى .
( 2 ) . مل : عبد اللَّه بن عمر .
( 3 ) . قم در .
( 4 ) . قم : خيرى دهد .
( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : روزى .