گفت : على جبلَّته ، فرّاء گفت : على طريقته ، ابو عبيده گفت : على خليقته ، و اين اقوال متقارب است و معنى آن كه در پيش بگفتم .
قولى دگر گفتند ، و آن آن است كه : على شاكلته ، اى على اشتباهه ، من قولهم :
اشكل عليه الامر . بر قول اوّل ، آن ( 1 ) شكل باشد ، و آن مثل است ، و دوم ( 2 ) از اشكال كه اشتباه است ، و قول اوّل [ 146 - پ ] روشنتر است براى آن كه مورد اين مورد ، آن مثل است كه گفتند : كلّ امرء يشبهه فعله و كلّ رجل و ضيعته و كلّ اناء يترشّح بما فيه .
* ( فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا ) * ، خداى شما عالمتر است به آن كه بر راه راست مستقيمتر و مهتدىتر است . و براى آن گفت عقيب آن آيت كه : * ( قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه ) * ، تا نوميد نشوند اگر در حال نعمت كفران و بطر كرده باشند ، كه خداى نعمت باز نگيرد از ايشان ، اگر چه ايشان مستحقّ هر عقوبت باشند ، چه هر كس كار در خور ( 3 ) خود كند و آنچه به او لايق باشد . و قوله : * ( سَبِيلًا ) * ، نصب او بر تمييز است .
قوله : * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ) * - الآية ، اى محمّد ! تو را از روح مىپرسند ، بگو كه :
روح از ( 4 ) فرمان خداست . عبد اللَّه مسعود گفت : با رسول - عليه السّلام ( 5 ) - مىرفتم در مدينه ، به جماعتى جهودان بگذشتيم ، بعضى گفتند : از روح بپرسى او را ، بعضى دگر گفتند : مپرسى از او . عبد اللَّه گفت : من از پس او بودم ( 6 ) ، وحى بر او فرود آمد ، او روى به جهودان كرد و اين آيت بر ايشان خواند . ايشان گفتند : ما بگفتيم ( 7 ) كه نبايد پرسيدن ( 8 ) ، آنگه گفتند : ما در توريت همچنين يافتيم كه : روح از فرمان خداست .
عبد اللَّه عبّاس گفت ، جهودان رسول را گفتند : يا محمّد ! ما را خبر ده تا روح چه باشد ، و روح را در تن چگونه عذاب كنند ؟ رسول - عليه السّلام - جواب نداد ، براى آن كه چيزى فرو نيامده بود در اين معنى . جبريل - عليه السّلام - آمد و اين آيت آورد . و روايت كردهاند كه جماعتى جهودان گرد آمدند و قريش را گفتند : از محمّد بپرسى تا روح چه باشد ، و از جماعتى كه در اوّل زمان مفقود شدند ، و از مردى كه به شرق و غرب زمين ( 9 ) برسيد ؟ اگر از همه جواب دهد ، پيغامبر است ، و اگر از هيچ ( 10 ) جواب
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : از .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : و بر .
( 3 ) . مل : در خورد .
( 4 ) . مل ، آج ، لب : در .
( 5 ) . مل : رسول اللَّه .
( 6 ) . قم : بنزديك رسول بودم - عليه السّلام كه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : نگفتيم .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم و مل : پرسيد .
( 9 ) . آج ، لب : جهان .
( 10 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : همه ، مل : بعضى .