تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
و احسان كردن با خويشان . بعضى مفسّران گفتند : مراد قرابت رسول است - عليه السّلام - و اين اختيار ( 1 ) اصحابان ماست . و سدّى روايت كرد عن ابى الدّيلمى ( 2 ) كه علىّ بن الحسين ( 3 ) مردى را گفت از اهل شام : قرآن دانى ؟ گفت : آرى ! گفت : در بنى اسرايل ( 4 ) نخوانده‌اى : * ( وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّه ) * ، گفت : و شما از آن قرابتى كه خداى فرمود كه حقّى به ايشان دهند ؟ گفت : آرى ! و در خبر است كه چون اين آيت آمد ، رسول - عليه السّلام - فاطمه را بخواند و فدك به او داد . مدّت حيات رسول در دست او بود و در تصرّف او و دخلش و خرمايش ( 5 ) مصروف با مصالح او و فرزندان او . چون رسول - عليه السّلام - از دنيا برفت ، از او باز گرفتند . چون طلب ميراث پدر كرد ( 6 ) ، گفتند : تو را از پدر ميراث نرسد ( 7 ) كه ما شنيديم ( 8 ) كه رسول گفت : نحن معاشر الانبياء لا نورث ، ما جماعت ( 9 ) پيغامبران را ميراث نباشد ، ما تركناه صدقة ، آنچه ما رها كنيم ، صدقه بود . * ( وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً ) * ، و اسراف مكن اسراف كردنى . و گفتند : مراد به تبذير نفقه ( 10 ) معصيت است . يكى از عبد اللَّه مسعود پرسيد كه : تبذير چه باشد ؟ گفت : مال خرج ( 11 ) كردن نه در حقّ خود . شعبه گفت : مىگذشتم با ابو اسحاق در بعضى راههاى كوفه بناى ( 12 ) مىكردند به كرچ ( 13 ) و انكر ( 14 ) ، گفت : هذا هو التّبذير . مجاهد گفت : اگر كسى همه مال خود خرج كند ( 15 ) تبذير نباشد و اسراف . [ 129 - پ ] و اگر يك مدّ در باطل خرج كند ، اسراف باشد . * ( إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ ) * ، اسراف كنندگان برادران و قرينان ديو باشند . و عرب هر ملازم قومى كه بر طريقت ايشان باشد ، گويند : او برادر اوست ، يقال : فلان اخو ( 16 ) الحرب و اخو ( 17 ) السّلم . * ( وَكانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّه كَفُوراً ) * و شيطان هميشه كافر نعمت بوده است در خداى خود .
هامش
( 1 ) . قم ، مل : اخبار . ( 2 ) . آب ، آز : ابى ابن ديلمى ، آج ، لب : ابى ديلمى . ( 3 ) . قم عليهما السّلام ، آز : عليه السّلام . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : بنى اسرائيل . ( 5 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خرماش . ( 6 ) . اساس : كرد ، با توجه به نسخهء قم ، تصحيح شد . ( 7 ) . قم : نرسيد . ( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : شنوديم . ( 9 ) . آط ، آج ، لب : جمله . ( 10 ) . قم در . ( 11 ) . آب ، آز : حرف . ( 12 ) . آب ، آز ، آج : بنايى ، لب : پناهى . ( 13 ) . اساس : كرچ ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : كچ . ( 14 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : آجر . ( 15 ) . قم در حق ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : در حق خرج كند . ( 17 - 16 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز قم : اخ .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 214 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي