تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بنى اسرايل داد . حذيفة بن اليمان ( 1 ) گفت : در قصّهء اين آيات ، من قوله : * ( قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ ) * ، الى قوله : * ( وَجَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً ) * ( 2 ) ، كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت : چون بنى اسرايل تعدّى و ظلم از حد ببردند و پيغامبران را كشتن گرفتند ، خداى تعالى ملك پارس ( 3 ) بخت نصّر را بر ايشان مسلَّط كرد و ملك و پادشاهى او هفتصد سال بود بيامد با لشكرى بسيار به در بيت المقدس فرو آمد و آن را حصار داد ( 4 ) و بگشاد و هفتاد هزار مرد را بر خون يحيى زكريّا بكشت و اهل بيت المقدّس را برده كرد و آن شهر ( 5 ) به غارت داد و سلب و حلىّ بيت المقدس بياورد در ( 6 ) آن ( 7 ) صد ( 8 ) هفتاد هزار ( 9 ) گردون گران بار از مالها و ( 10 ) حلَّى ايشان ، از آن جا بياورد . حذيفه گفت ، من گفتم : يا رسول اللَّه بيت المقدس همانا جايى بزرگوار بوده است . گفت : اصل آن را سليمان بن داود بنا كرد از درّ ( 11 ) و ياقوت و زبرجد و ملاطش زر بود و انكرش ( 12 ) سيم بود و ستونهايش زر ( 13 ) بود از آن مالها كه خداى داده بود سليمان را و شياطين مسخّر او بودند تا آنچه او خواست مىآوردند از اقصاى عالم ، بخت نصّر اين همه مالها ببرد و به بابل آمد و اسيران بنى اسرايل را با خود به آن جا برد و ايشان در دست او صد سال بماندند ( 14 ) . ايشان را به بندگى مىداشت و بخت نصّر و لشكرش گبركان ( 15 ) بودند و در ميان اين بنى اسرايل بعضى صالحان و پيغامبر زادگان بودند خداى تعالى بر زبان بعضى ( 16 ) پيغامبران امر كرد پادشاهى را از پادشاهان پارس نام او كورش - و او مردى مؤمن بود - كه : برو و بنى اسرايل را از دست بخت نصر بستان و حلَّى [ 118 - پ ] بيت المقدّس از او بستان و باز جاى بر .
هامش
( 1 ) . آز : اليمان . ( 2 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 8 . ( 3 ) . آط ، آب ، مل ، آز ، آج ، لب را . ( 4 ) . مل : كرد . ( 5 ) . مل ، آج ، لب را . ( 6 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : از . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها جمله . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها هزار و . ( 9 ) . آب ، آز : ندارد . ( 10 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب از . ( 11 ) . قم ، آط ، آب ، مل ، آز : زر . ( 12 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خشتش . ( 13 ) . مل : در . ( 14 ) . قم : بودند ، مل : بماند . ( 15 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : گبر . ( 16 ) . قم : مردى از .