منصوب است بر ندا و اين وجه بهتر است ، كانّه قال : يا ذرّيّة من حملنا مع نوح لا تتّخذوا من دونى وكيلا . و براى آن گفت : ذرّيّة من حملنا مع نوح ، ] ( 1 ) كه نوح را ( 2 ) - عليه السّلام - آدم دوم خوانند ( 3 ) چه در عهد او جهان به طوفان خراب شد و مردم همه هلاك شدند جز آنان كه در كشتى بودند پس از ايشان هر چه در عالم هستند از نسل ايشاناند .
پس اين خطاب بمثابت آن است كه : يا بنى آدم ، و تقدير چنان ( 4 ) است كه : يا ذرّيّة من حملنا مع نوح فى السّفينة . و مورد آيت مورد تهديد و توبيخ است ، كانّه قال :
يا بقيّة الهالكين ، چنان كه ما گوييم : يا بقيّة السّيف .
آنگه نوح را مدح كرد ، گفت : * ( إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً ) * ، كه نوح بندهاى شكور ( 5 ) بود مرا ، و فعول بناء مبالغت باشد در فاعل . و در خبر است كه شكر او آن بود كه او ( 6 ) طعام خواستى خوردن گفتى : بسم اللَّه ، و چون فارغ شدى گفتى : الحمد للَّه ، و اين مطابق آن ( 7 ) خبر است كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت :
انّ اللَّه يرضى عن العبد ان يأكل الأكلة فيحمده ( 8 ) عليها او يشرب الشّربة فيحمده عليها ،
گفت :
خداى از بنده ( 9 ) راضى شود كه طعامى بخورد و شرابى باز خورد ، خداى را بر آن شكر كند ( 10 ) . و در خبرى ديگر آمد كه او را براى آن شكور خواند ( 11 ) كه چون طعامى خوردى ( 12 ) گفتى :
الحمد للَّه الَّذى اطعمنى و لو شاء اجاعنى ،
و چون شربهاى ( 13 ) باز خوردى گفتى :
الحمد للَّه الَّذى سقانى ( 14 ) و لو شاء اظمأنى
، و چون جامه در پوشيدى گفتى :
الحمد للَّه الَّذى كسانى و لو شاء اعرانى ،
و چون نعلين در پاى كردى گفتى :
الحمد للَّه الَّذى حذانى و لو شاء احفانى .
و چون قضاء حاجت كردى گفتى :
الحمد للَّه الَّذى اخرج عنّى اذاه فى عافية و لو شاء حبسه .
هامش
( 1 ) . اساس ، افتادگى دارد ، از قم افزوده شد .
( 2 ) . قم آدم .
( 3 ) . آط ، مل ، آج ، لب : خواندند .
( 4 ) . قم : آن .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : شاكر .
( 6 ) . قم : ندارد ، آط ، آج ، لب : او چون مل ، آز : چون او .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 8 ) . قم : فحمده .
( 9 ) . آط : بندهاى .
( 10 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : گويد .
( 11 ) . اساس : خواندند ، با توجه به قم ، تصحيح شد .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : بخوردى .
( 13 ) . آب ، آز : شربتى ، مل : شربت آب .
( 14 ) . آج ، لب : اسقانى .