ايشان كرد كه : بفرستيم بر شما ، و معنى بعث در آيت تخليت و تمكين است بر سبيل خذلان به جزاى ( 1 ) كفر و معصيت ايشان چنان كه گفت : أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا ( 2 ) . اين قول حسن بصرى است ، و ابو على گفت : معنى امر است پيغامبران و پادشاهان بنى اسرايل را به قتال ايشان بر سبيل جهاد ، * ( عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ) * ، بندگانى از آن ما خداوند ( 3 ) قوّت و شجاعت سخت . عبد اللَّه عبّاس و قتاده گفتند : آن كه مبعوث و مسلَّط بود بر ايشان در نوبث ( 4 ) اوّل جالوت بود ، تا آنگاه كه خداى تعالى او را هلاك كرد بر دست داود ( 5 ) . سعيد بن المسيّب ( 6 ) گفت : بخت - نصّر بود . سعيد جبير گفت : سنخاريب ( 7 ) بود ( 8 ) . قوله : * ( فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ ) * ، بجستند ميان ساريها ( 9 ) ، و الجؤس ، تخلَّل الدّيار طالبا ما فيها ، و الجوسان ، ايضا مصدر له ، و قال حسّان :
و منّا الَّذى لاقى ( 10 ) بسيف محمّد
فجاس به الاعداء عرض العساكر
و گفتهاند : « جوس ( 11 ) » طلب ( 12 ) به استقصا باشد .
* ( وَكانَ وَعْداً مَفْعُولًا ) * ، و آن وعدهاى بود لا محال ( 13 ) كائن و بودنى و كردنى ، و در قرب وجود بمثابت ( 14 ) كرده .
آنگه گفت : * ( ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ ) * ، پس از آن ( 15 ) ما شما را بر ايشان دولت و كرّت و رجعت داديم و شما را دست بر ايشان قوى كرديم و مدد كرديم شما را به مالها و فرزندان نرينه ، يعنى شما را مدد و عدّه ( 16 ) داديم تا توانگر ( 17 ) و بسيار شدى . * ( وَجَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً ) * ( 18 ) ، و شما را كرديم بيشتر به انصار و اعوان ، و نصب او بر تمييز است . زجّاج گفت : روا بود كه نفير جمع نفر باشد ، كعبيد . فرّاء گفت ، گفتهاند : نام مردى است كه خداى تعالى او را برگماشت تا بخت نصّر را بكشت و ملك با
هامش
( 1 ) . مل : گناه .
( 2 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 83 .
( 3 ) . قم ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : خداوندان .
( 4 ) . مل : توريت .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها در مملكت طالوت .
( 6 ) . مل : سعيد جبير .
( 18 - 7 ) . قم ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : سخاريب .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل حسن بصرى گفت عمالقه بودند .
( 9 ) . آط ، مل ، آج ، لب : سراها .
( 10 ) . آج ، لب : لافى .
( 11 ) . آط ، آج ، لب : چون .
( 12 ) . آط ، آج ، لب : طالب .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : لا محاله .
( 14 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : نشانه .
( 15 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : ايشان .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها : عدد .
( 17 ) . آط ، آب ، آز : تونگر .