اين سورت كه او را به مسجد اقصى بردم چون اين در دلشان ( 1 ) قرار گرفت حديث معراج و آن كه او به آسمان شد و به عرش نزديك شد در سورة و النّجم بگفت فى قوله :
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ، فَكانَ ( 2 ) قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ( 3 ) .
* ( وَآتَيْنا ) * ( 4 ) * ( مُوسَى الْكِتابَ ) * ، آنگه گفت : ما موسى را كتاب داديم يعنى توريت ، و وجه اتّصال آيت به ( 5 ) آيت مقدّم آن است كه : كما اسرينا بمحمّد اتينا موسى الكتاب ، چنان كه محمّد را به آسمان برديم موسى را كتاب داديم * ( وَجَعَلْناه ) * ، و كرديم آن را ، يعنى كتاب توريت را ، * ( هُدىً ) * ، بيان و لطف بنى اسرايل [ 117 - پ ] و شايد كه ضمير راجع بود با موسى و مراد لطف باشد ، چه پيغامبر امّت را لطف بود ( 6 ) تا ( 7 ) « هدى » به معنى هادى بود ، كقولهم : رجل عدل و زور و صوم و فطر ، لفظ مصدر باشد و معنى ( 8 ) فاعل * ( أَلَّا تَتَّخِذُوا ) * ، « ان » مع الفعل در محلّ نصب باشد ، بتضمين ( 9 ) هذا الفعل الظَّاهر قولا يليق ( 10 ) به و ينصبه ، و التّقدير : و اوحينا اليهم ان لا تتّخذوا ، عامّهء قرّا تتّخذوا خواندند به « تا » ى خطاب و ابو عمرو و عبد اللَّه عبّاس و مجاهد خواندند به « يا » و اين اختيار ابو عبيده است . گفت براى آن كه خبر است از ايشان ، و در مثل اين جايگاه هر دو روا باشد .
و مثله قوله : قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ . . . ( 11 ) ، هر دو خواندند ( 12 ) به « تا » و « يا » ( 13 ) و هر دو محتمل است و معنى دار ، ما ايشان را گفتيم و وحى كرديم به ايشان كه وكيلى نگيرند بدون من ، يا گفتم ( 14 ) كه : مگيرى وكيلى بدون من .
* ( ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا ) * ، در نصب او دو وجه گفتند : يكى آن كه مفعول اوّل « لا تتّخذوا » است و التّقدير ( 15 ) : لا تتّخذوا ذرّيّة من حملنا مع نوح [ وكيلا ، و وجه دوم آن كه
هامش
( 1 ) . قم : ايشان .
( 2 ) . اساس : و كان ، كه با توجّه به ضبط قرآن مجيد اصلاح شد .
( 3 ) . سورهء نجم ( 53 ) ايات 8 و 9 .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : قوله و اتينا .
( 5 ) . قم : بر .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : باشد .
( 7 ) . قم ، مل ، آز ، لب : يا .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : به معنى .
( 9 ) . اساس : تتضمّن ، با توجه به نسخهء آب تصحيح شد .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : فالا يليق .
( 11 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 12 .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : خواندهاند .
( 13 ) . قم : هم به « تا » و هم به « يا » .
( 14 ) . مل ، آج ، لب : گفتيم .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : و تقدير آن كه .