روز شنبه بر ايشان سخت كرد . و بر اين قول تقدير آيت آن بود كه : إنّما جعل السّبت فرضا على الَّذين اختلفوا فيه من اليهود . و گفتند : اختلاف ايشان در شنبه و يك شنبه افتاد ( 1 ) . جهودان گفتند : شنبه فاضلتر است ، و ترسايان گفتند : يك شنبه .
كلبىّ گفت : خداى تعالى موسى را فرمود تا بنى اسرائيل را فرمايد كه تعظيم روز آدينه كنيد ( 2 ) . گفتند : ما جز شنبه را تعظيم نكنيم كه شنبه آن روز است كه خداى تعالى در او بياسود از خلق أشيا ، و خلاف كردند بر موسى - عليه السّلام - چون عيسى بيامد - عليه السّلام - و ترسايان را تعظيم روز آدينه فرمود ، خلاف كردند و گفتند : ما اين روز نخواهيم ، چه ما را نبايد كه عيد ما پس از عيد ايشان باشد ( 3 ) ما از اوّل اسبوع روز يك شنبه عيد خود كنيم ( 4 ) ، فهذا هو اختلافهم فيه فى قوله الكلبىّ .
همّام ابن منبّه روايت كند از ابو هريره كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - گفت :
نحن الآخرون السّابقون يوم القيامة
، ما آخرين امّتان و پيغامبرانيم ( 5 ) و سابقانيم روز قيامت ، إلا ( 6 ) أنهم اوتوا الكتاب ( 7 ) قبلنا ، جز آن است كه ايشان را كتاب پيش از ما دادند و ما را پس از ايشان مردمان تبع مااند ، امروز ما را ، يعنى آدينه ، و فردا جهودان راست ، يعنى شنبه ، و پس فردا ترسايان را ، يعنى روز يك شنبه .
مكحول گفت : عمر خطَّاب را بر جهودى چيزى بود او را مطالبت كرد و سوگند خورد به خدايى كه محمّد را بر همه آدميان بگزيد كه مفارقت نكند از او تا حقّ خود نستاند از او . جهود گفت : خداى محمّد را بنگريد ( 8 ) بر خلقان ( 9 ) . عمر تپنچهاى بر روى او زد ، جهود گفت : ميان من و تو حاكم ابو القاسم باشد ، يعنى رسول - عليه السّلام .
آمدند پيش رسول جهود حكايت كرد آنچه رفته بود ، رسول - عليه السّلام - گفت ( 10 ) عمر را : أمّا بر آن لطمه كه بر او زدى دل او خوش كن ، و أمّا تو اى يهودى بشنو بدان كه آدم صفىّ اللَّه بود ، و ابراهيم خليل اللَّه ، و موسى نجىّ اللَّه ، و عيسى روح اللَّه ، و أنا
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بود ، همهء نسخه بدلها كه
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : كنند .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بود .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : عيد كنيم .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : پيغامبران .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : غير .
( 7 ) . اساس : موتوا الكتاب .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : برنگزيد .
( 9 ) . آب ، آز : از خلقان .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : عمر را گفت .