تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
محمّد و آل محمّد كما صلَّيت على إبراهيم و آل إبراهيم . و گفتند : مراد به اين حسنه فرزندان مطيعاند كه او را داد در وقت پيرى و نوميدى . و گفتند كه : قبول عام خواست كه او را بود در همه امّتان . * ( وَإِنَّه فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ) * ، و او در آخرت از جملهء صالحان و نيكان ( 1 ) باشد و بنزديك خداى تعالى ( 2 ) درجه و منزلت ايشان دارد تا جمع باشد او را خير دنيا و آخرت و بعضى دگر گفتند : در آيت تقديم و تأخيرى هست و مجاز او اين است : و آتيناه فى الدّنيا و فى الآخرة ( 3 ) حسنة و انّه لمن الصّالحين . * ( ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ ) * ، گفت : ( 4 ) وحى كرديم به تو ، * ( أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ ) * ، كه ملَّت و دين او را متابعت كنى ، ( 5 ) يعنى اقتدا كن به او در دعوت با دين خداى از توحيد و عدل و نفى ( 6 ) از كفر و شرك بر طريق و سيرت او برو . و مراد آن است ( 7 ) كه بر شرع او عمل كن ، چه رسول ( 8 ) - عليه السّلام - به شرع هيچ پيغمبر متعبّد نبود ، على وجه الاقتداء به و المتابعة له ، چه اگر چنين بودى از امّت او بودى و آن پيغامبر به از او بودى ، چه پيغامبر به از امّت باشد و مقتدا به از مقتدى ( 9 ) ، و اين خلاف اجماع است . اما اگر بعضى مسايل ( 10 ) به اتّفاق موافقت باشد آن را با شرع ( 11 ) ديگر پيغامبران ، پيغامبر - عليه السّلام - مكلَّف ( 12 ) باشد كه به آن نه بر سبيل متابعت و اقتدا به ايشان ( 13 ) باشد بل بر سبيل اتّفاق الشّرعين ( 14 ) باشد . و لفظ اتّباع بر توسّع و تشبيه باشد ، لاتّفاق الفعل ( 15 ) في الصّورة . و گفتند ( 16 ) : مراد به « ملَّت » تكاليف عقلى است ، على هذا التأويل . * ( حَنِيفاً ) * ، نصب او بر حال باشد و روا بود كه از فاعل بود يا ( 17 ) حال باشد از رسول
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : باشد و نيكان . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم در . ( 3 ) . آب ، آج ، لب : و الآخرة ، آط : ندارد . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها آنگه . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كن . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نهى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : نه آن است كه . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ما . ( 9 ) . قم ، آط ، آج ، لب : مقتدى به از مقتدى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : مسائل . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ديگر شرع . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها كه . ( 13 ) . قم : به آن . ( 14 ) . آط ، آب : اتّفاق شرعتين . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها : الفعلين . ( 16 ) . آط ، آج ، لب : گفتن . ( 17 ) . همهء نسخه بدلها : تا .