تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
حق تعالى باز نمود كه غرض شما در اين باب آن است تا دروغ بر خداى فرو مىبافى ( 1 ) . آنگه گفت : آنان كه دروغ بر خداى فرو بافند ( 2 ) ايشان فلاح و ظفر و بقا نيابند ( 3 ) و از اين خير محروم باشند . و قوله : * ( مَتاعٌ قَلِيلٌ ) * ، خبر مبتداى محذوف است ، و التّقدير : ما هم فيه من حطام الدّنيا متاع قليل ، آن را كه ( 4 ) ايشان در آنند از متاع دنيا ، متاعى است اندك و تمتّعي كه عن قريب با فنا شود . * ( وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ، و ايشان را در آخرت عذابى سخت مولم باشد به تحليل حرام و به تحريم ( 5 ) حلال . مولم باشد به تحليل حرام و به تحريم ( 6 ) حلال . * ( وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا ) * ، آنگه بيان كرد و گفت : ما حرام كرديم بر جهودان ، * ( ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ ) * ، آنچه قصّهء آن بر تو گفتيم ( 7 ) و مراد آن كه قصّهء آن برفته است در سورة الانعام في قوله : وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما ، 7 - الاية ( 8 ) . * ( وَما ظَلَمْناهُمْ ) * ، ما به اين كه ( 9 ) كرديم بر ايشان ظلمى و ستمى نكرديم و بخسى و نقصانى نكرديم حظَّ ايشان را . چه تحليل و تحريم در شرع به حساب مصلحت ( 10 ) باشد ، و لكن ( 11 ) ايشان بر خود ظلم كردند ( 12 ) به كفر و معصيت كه كردند عند آن مصلحت ايشان بگشت ، بعضى محلَّلات بر ايشان حرام كردند ( 13 ) ، عقوبة لهم على ذلك . * ( ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ) * ، گفت پس از اين كه رفت ، خداى تو اى محمّد آنان را كه ايشان به جهالت و داعى جهل ( 14 ) اعتقادات باطل و ظنون بد كه ايشان را بود كفر و معصيت كردند آنگه توبه كردند از آن و ( 15 ) پشيمان شدند و عزم
هامش
( 1 ) . قم : فرو بافى ، آط : فرابافى ، آب ، لب : فرابافيد ، آج ، آز : فرابافند . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : فرابافند . ( 3 ) . قم : نياوند . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : اين كه . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : تحريم . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : با تو بگفتيم . ( 7 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 146 . ( 8 ) . آج ، لب : آنگه گفت ، قم ، آط ، آب ، آز آنگه گفت . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ما اين كه . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مصالح . ( 11 ) . آج ، لب : و ليكن . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ستم كردند . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كرديم . ( 14 ) . آج ، لب اند . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : و از آن .