كردند كه با مانند آن رجوع نكنند ، و مصلح شدند ، ايشان را آمرزنده و بخشاينده است . و قوله : [ * ( مِنْ بَعْدِها ) * ، ضمير عايد است با توبه و قوله ] ( 1 ) : * ( لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، خبر ( 2 ) هر دو مبتداست ، الَّذى هو قوله : * ( إِنَّ رَبَّكَ ) * . و گفتند : خبر در جملهء اول محذوف است ، حذفه اتكالا على الخبر الثّانى ، و قوله : * ( لِلَّذِينَ ) * ، تعلَّق دارد اين « لام » به قوله : * ( لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، أى غفور رحيم لهم .
* ( إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّه ) * ، گفت : ابراهيم خليل - عليه السّلام - امّتى بود .
آنگه در او خلاف كردند : بعضى مفسّران گفتند ( 3 ) : اماما يقتدى به ، إبراهيم ( 4 ) امامى بود مقتدى ( 5 ) كه خلقان در خير به او اقتدا كردند .
عبد اللَّه مسعود گفت : كان معلما للخير ، و او بعضى صحابهء رسول را وصف [ كرد ] ( 6 ) بانّه ، * ( كانَ أُمَّةً قانِتاً ) * . او را گفتند اين ابراهيم ( 7 ) بود گفت : دانى تا معنى « امّة قانتا » چه باشد ؟ گفتند : بگو . گفت : « امّت » معلم خير باشد و « قانت » مطيع ، و اين مرد چنين است .
مجاهد گفت : براى آنش امّت خواند كه در عهد او ، مؤمن ، او بود ( 8 ) و در ( 9 ) عصر او همه كافر بودند از اين جا كه ( 10 ) منفرد بود بدين مسلمانى ، حق تعالى او را امّت خواند .
و منه
قول النّبى - عليه السّلام : يبعث زيد بن عمرو بن نفيل امّة وحده يوم القيامة .
قتاده گفت : براى آنش امّت خواند كه أهل هيچ دين نبودند و إلَّا او را بپسنديدند ( 11 ) از جهودان و ترسايان و گبران و مسلمانان .
شهر بن حوشب گفت : در هر روزگار خداى تعالى زمين به بكرت و دعاى چهارده كس بدارد [ 108 - ر ] جز در عهد ابراهيم - عليه السّلام - كه در روزگار او جز او مؤمن نبود كه خداى به بركت او زمين برجاى بداشت و اهل زمين را روزى داد ،
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : ندارد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها اى .
( 4 ) . اساس : ابرهيم .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مقتدى بود .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .
( 7 ) . اساس ، آط : ابرهيم .
( 8 ) . قم : مومن بود .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : اهل .
( 10 ) . قم ، آب ، آز : از آن جا كه ، آط ، آج ، لب : آن جا كه .
( 11 ) . آج ، لب : نپسنديدند .