كه : ما در آن وقت كه مردم ( 1 ) بر عثمان خروج كردند با حفصه بنت عمر از مكّه مىآمديم . او در راه خبر عثمان پرسيد از دو سوار كه از مدينه مىآمدند . گفتند : هو محصور بالمدينة ، او در مدينه محبوس ( 2 ) است . سراى بر او حصار كردهاند . حفصه گفت : مدينه آن شهر است كه خداى گفت : * ( ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا قَرْيَةً ) * - الآية . و ديگر مفسّران گفتند : مراد مدينه است نا معيّن ، هر شهر كه باشد ، چه ( 3 ) غرض خداى مثل است نه تعيين شهر . فامّا قوله : * ( بِأَنْعُمِ اللَّه ) * ، [ 107 - ر ] در واحد او دو ( 4 ) قول گفتند :
يكى نعمة ، كشدّة و أشدّ ، و يكى نعم ، من قول العرب : كنّا في ايام ( 5 ) نعم و طعم . و مثله قولهم ( 6 ) : ودّ و اودّ . يقال : فلان ودّى و القوم اودّى . و قول سهام ( 7 ) جمع نعماء باشد ، كبأساء و أبؤس و ضرّاء و أضرّ ، قال الشّاعر :
و عندي قروض ( 8 ) الخير و الشرّ كلَّه
فبؤس ( 9 ) لذي بؤسى ( 10 ) و نعمى بأنعم
و اين جمع قليل باشد . قوله : * ( بِما كانُوا يَصْنَعُونَ ) * ، [ اين را « با » ى مجازات ( 11 ) خوانند و يا بدل ، اى جزاء ما كانوا يصنعون ] ( 12 ) و بدله ، و براى آن لباس گفت كه اين عذاب بر ايشان مشتمل بود ، كاللَّباس على لابسه كانّه قال : فاذاقهم ( 13 ) عذابا ، شاملا بهم مشتملا عليهم .
* ( وَلَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ ) * ، به ايشان آمد ، يعنى به اهل مكّه پيغامبرى هم از ايشان ، يعنى محمّد - صلَّى اللَّه عليه و على آله . * ( فَكَذَّبُوه ) * ، بدروغ داشتند او را و دروغزن خواندند او را . يقال : كذّبته إذا نسبته إلى الكذب . * ( فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ ) * ، عذاب ايشان را بگرفت . * ( وَهُمْ ظالِمُونَ ) * ، « واو » حال است ( 14 ) ، در آن حال كه ايشان ظالم بودند و عذاب ايشان به دست رسول بود ، چون ايشان را بكشت به بدر و ديگر وقايع . و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : مردمان .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : چون محبوسى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كه .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : سه ، كه با توجه به دنبالهء مطلب بر متن مرجّح مىنمايد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : ايّام .
( 6 ) . قم ، آج ، لب : قوله .
( 7 ) . آط ، آز ، آب ، آج ، لب : سيم .
( 8 ) . آب ، آز : فروض .
( 9 ) . آط ، آج : فيوسا .
( 10 ) . آط : بوسا ، آج ، لب : يوسا .
( 11 ) . آط ، آز ، آج ، لب : اين را مجازات .
( 12 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .
( 13 ) . قم : ندارد .
( 14 ) . قم : حال راست .