تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
صالح المرّىّ روايت كرد ( 1 ) عن جعفر بن زيد كه ، يك روز عمر خطَّاب ( 2 ) ، كعب احبار را گفت : يا كعب ! ما را وعظى كن و تنبيهى . گفت : به آن خداى كه جان من به امر اوست اگر فرداى قيامت مثل عمل هفتاد پيغامبر به يارى ، [ 106 - پ ] بر تو تاراتى ( 3 ) و حالاتى آيد و تو را در آن حال هيچ همّت نباشد مگر نفس خود ( 4 ) و دوزخ نفيرى ( 5 ) زند كه هيچ فريشتهء مقرّب و پيغامبر مرسل منتجب نماند و الَّا به زانو در آيد تا ابراهيم ( 6 ) در آيد و مىگويد : بار خدايا ! تو دانى كه من خليل توأم و از تو هيچ نمىخواهم با درجهء خلَّت كه مراست الَّا نفس خود نمىخواهم . و تصديق اين در كتاب خداست آن جا كه گفت : * ( يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها ) * . عكرمه روايت كرد از عبد اللَّه عبّاس كه : فردا ( 7 ) قيامت ميان مردمان به انواع خصومت باشد تا خصومت با جان و تن افتد ، جان گويد : بار خدايا مرا تو آفريدى و از فعل تو صادر شدم ، مرا دستى گيرنده بدادى ( 8 ) و پاى ( 9 ) رونده ( 10 ) و چشمى بيننده . تن گويد بار خدايا ! مرا بيافريدى به مانند پاره‌اى هيزم و در دستم گيرايى نبود و در پايم روايى ( 11 ) نبود و در چشمم بينايى نبود ، اين روح آمد چون شعاع نور ، به او ( 12 ) زبانم گشاده ( 13 ) شد و ( 14 ) دستم گيرنده شد و پايم رونده شد . بار خدايا ! عذاب او را كن . خداى تعالى براى ايشان مثلى زند كه : نابينايى و مبتلايى در ديوار بستى شدند ( 15 ) كه در او درختان خرما بود . نابينا گويد : [ من نمىبينم كه خرما كجاست ؟ مبتلا گويد : من مىبينم و لكن نمىتوانم گرفتن ] ( 16 ) نابينا گويد مبتلا را : من تو را برادرم تا تو خرما بگيرى . نابينا مقعد را بردارد تا او خرما بگيرد ، عذاب بر هر دو باشد كه هيچ دو ، بى - يك ديگر به كار نيامدندى .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : كند . ( 2 ) . آج ، لب عليه ما يستحق . ( 3 ) . آط ، آز ، آج ، لب : بارانى . ( 4 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب را . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : زفيرى . ( 6 ) . اساس ، آط : ابرهيم . ( 7 ) . قم ، لب : فرداى . ( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : ندادى . ( 9 ) . آج : پايى . ( 10 ) . آط ، آز ، آب ، آج ندادى . ( 11 ) . قم ، آط ، آب ، آز ، لب : روالى . ( 12 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : نور او يافتم . ( 13 ) . قم : بگشاده . ( 14 ) . قم او . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها : شوند . ( 16 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 108 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي