* ( وَضَرَبَ اللَّه مَثَلًا قَرْيَةً ) * ، حق تعالى گفت : بزد خداى تعالى مثلى ( 1 ) ، ديهى و شهرى ، يعنى مكّه . * ( كانَتْ آمِنَةً ) * ، ايمن ( 2 ) بود . هذا من باب نهاره صائم و ليله قائم ، يعنى مردم در او ايمن ( 3 ) بودند ( 4 ) ، كس را در او خوفى نبود . * ( مُطْمَئِنَّةً ) * ، شهرى آراميده ، حاجت نبود مردم را به انتقال كردن از شهر ( 5 ) براى انتجاع ، چنان كه عرب را عادت بود . * ( يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ ) * ، روزيشان مىآمد نوش و گوارنده و بسيار از هر جاى ( 6 ) كه انديشه نبود ايشان را از برّ و بحر آن جا مىبردند . نظيره قوله : يُجْبى إِلَيْه ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَّا ( 7 ) .
* ( فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّه ) * ، به نعمت خداى كافر شدند . خداى تعالى بچشانيد ايشان را لباس گرسنگى و ترس و ايشان را امتحان كرد به گرسنگى هفت سال . و رسول - عليه السّلام - بفرمود تا عرب طعام آن جا ( 8 ) نبرند ( 9 ) بر عادتى كه ايشان را بود چه انواع طعام مكّه از بيرون آرند كه آن جا زرع نباشد تا كار ايشان در تنگى ( 10 ) و سختى به جايى رسيد كه استخان ( 11 ) سوخته مىخوردند و مردار و خون تا رؤساى مكّه ( 12 ) با رسول اين سخن گفتند ، و گفتند : انگار كه تو را با مردان ( 13 ) معاداتى ( 14 ) هست زنان و كودكان از گرسنگى مىميرند . رسول - عليه السّلام - بفرمود تا طعام آن جا بردند ( 15 ) ، تا طعام فراخ شد بر ايشان ، و ايشان هنوز مشرك بودند . * ( وَالْخَوْفِ ) * ، و ترس ، و ترس ايشان هم از رسول - عليه السّلام - بود و از بعوث و سراياى او كه پيراهن ( 16 ) مكّه مىگرديدند . و يك روايت از ابو عمرو آن است كه : الخوف خواند ، به نصب ، عطفا على قوله : « لباس » .
و در « قريه » ، سه قول گفتند : عبد اللَّه عبّاس و قتاده و مجاهد گفتند : مكّه است . و روايت كردند از حفصه كه او گفت : مدينه است . سليمان بن عشر ( 17 ) گفت
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها قرية .
( 3 - 2 ) . قم : امن .
( 4 ) . آج ، لب : بود .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : شهرى .
( 6 ) . آب ، آز ، آج ، لب : جايى .
( 7 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 57 .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : با آن جا .
( 9 ) . آط ، آب ، آز : بردند ، آج ، لب : ببرند .
( 10 ) . قم : اژنگى ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : به تنگى .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : استخوان .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها در اين باب .
( 13 ) . آط ، آب ، از ، آج ، لب : مردمان .
( 14 ) . آط ، آز ، آج ، لب : معادلتى .
( 15 ) . آج ، لب : برند .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : گرد .
( 17 ) . آط ، آز : حشر ، آج ، لب : حسن .