تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
بصدّكم ( 1 ) ، به منع كه كردى مردمان را از ره خداى ، يعنى از دين مسلمانى . * ( وَلَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ ) * ، و شما را عذابى عظيم باشد . * ( وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّه ثَمَناً قَلِيلًا ) * ، و مخرى به عهد خداى بهاى اندك ، يعنى عهد خداى مفروشى به بهايى اندك . و اين از جملهء مقلوب باشد . و « اشترى » به معنى بيع باشد ، و مقلوب را امثله بسيار گفته‌اند ( 2 ) من قولهم : « استوى العود على الحرباء » و غير ذلك ، و التّقدير : استوى الحرباء على العود . و وجهى ديگر كه تا آن كلام ( 3 ) بر ظاهر ماند آن است و لا تبدّلوا بعهد اللَّه ثمنا قليلا ، بدل مكنى به بهاى اندك از حطام دنيا به عهد خداى ، يعنى عهد خداى از دست رها مكنى و حطام دنيا مستانى . و اين وجهى سديد است براى آن كه در مبايعت معنى معاوضه باشد كه خريدار و فروختار هر دو معاوضه مىكنند ، اين متاع مىدهد و او به عوض بها مىدهد . * ( إِنَّما عِنْدَ اللَّه ) * ، كه آنچه بنزديك خداست شما را بهتر است از ثواب خداى - جلّ جلاله - اگر شما داني . و « ما » موصوله است براى آن كه « ما » از « إنّ » جدا بايد نوشتن كه اسم است و آن جا كه « ما » كافّه بود و حرف باشد پيوسته نويسند ، فرقا بينهما ، و هذا من علم الخطَّ ( 4 ) ، قوله : * ( إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * ، دو وجه دارد : يكى آن كه اگر شما چيزى دانى . و دوّم آن كه اگر شما داني فضل ما بين العوضين ، كه چه تفاوت است ثواب خداى را بر اين كه شما اختيار كرده‌اى از حطام دنيا . آنگه تفصيل داد آن را و بيان كرد ، گفت : * ( ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ ) * ، آنچه بنزديك شماست برسد و آن را بن در آيد از حطام دنيا ، و آنچه بنزديك خداى است از ثواب و نعيم بهشت ، آن باقى ماند ( 5 ) . * ( وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا ) * ، عاصم خواند به « نون » على اخبار اللَّه عن نفسه ، و باقى قرّا به « يا » خواندند ، اسنادا الى اسم اللَّه ( 6 ) ، و ما پاداشت دهيم يا خداى پاداشت دهد آنان را كه صبر كنند بر عهدهاى خداى و وفا كنند در سرّاء و ضرّاء مزد و ثواب ايشان ، * ( بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ، به نيكوتر آنچه ايشان
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، لب : يصدّكم . ( 2 ) . قم : گفتيم ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : گفته‌ايم . ( 3 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : به آن . ( 4 ) . قم : الخطا . ( 5 ) . قم ، آط ، آج ، لب : بماند . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها تعالى .