و همه يك ملَّت و يك مقالت بوديتان ( 1 ) ، چنان كه گفت : وَلَوْ شاءَ اللَّه لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى . . . ( 2 ) ، و چنان كه گفت : وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً . . . ، ( 3 ) و اين مشيّت جبر و اكراه است چنان كه بيان كرديم در دگر جايها . * ( وَلكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ ) * ، و لكن اضلال كند به خذلان يا بر طريق حكم به ضلال و تسميه و گمراهى ( 4 ) و يا به معنى اضلال از ره بهشت و ثواب . * ( وَيَهْدِي مَنْ يَشاءُ ) * ، و هدايت دهد آن را كه خواهد به انواع الطاف و تكثير ( 5 ) و زيادت ( 6 ) الطاف .
آنگه بر سبيل وعيد گفت : بپرسم شما را روز قيامت از آنچه كرده باشى .
قوله [ 102 - ر ] : * ( وَلا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ ) * ، آنگه گفت : اين سوگندها را دست افزار مكنى ( 7 ) و خديعه و غلّ و خيانت مسازى در آنچه ميان شما باشد چنان كه سوگندى خورى با كسى تا بر شما اعتماد كند و از مكر و غوائل شما ايمن گردد ، آنگه سوگند را خلاف كنى و عهد بشكافى .
* ( فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها ) * ، تا پاى بخيزد پس از آن كه بر جاى باشد . و اين عبارت باشد از هلاك . عرب آن ( 8 ) را كه مبتلا شود پس از سلامت يا در ورطهاى اوفتد ، او را گويند : زلت ( 9 ) قدمه ، و قال الشاعر :
سيمنع منك السّبق إن كنت سابقا
و تقتل إن زلَّت بك القدمان ( 10 )
مراد آن است كه سوگند به دروغ مخورى و در عهد و سوگند خيانت مكنى كه پس هلاك شوى و در معصيت افتى . و نصب او على جواب النّهى بالفاء باشد و به اضمار « أن » و التّقدير : فتزلّ قدم لكم ( 11 ) بعد ثبوتها ، يعنى قدم شما ، و روا بود كه به قدم معاهد ايشان خواست ، يعنى او نيز دلير شود بر سوگند خلاف كردن و نقض عهد كردن و اين زلَّت قدم ايشان باشد ، * ( وَتَذُوقُوا السُّوءَ ) * ، اى العذاب ، و عذاب بچشى .
* ( بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * ، « با » مجازات راست و « ما » مصدرى است ، اى
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : بودى .
( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 35 .
( 3 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 118 .
( 4 ) . قم ، آز ، آج ، لب : به گمراهى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : تمكين .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : زيادات .
( 7 ) . قم : مكر .
( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب كس .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب : زلّ .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها يعنى ان اخطأت .
( 11 ) . قم : فتنزّل لكم قدم .